ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦١ - ترجمهء خطبهء نودم
تفسير عمومى خطبهء نودم
تفسير عمومى خطبهء نودم ٢ ، ٣ - الحمد للَّه المعروف من غير رؤية ، و الخالق من غير رويّة ( سپاس مر آن خداوند را كه بدون رؤيت شناخته شده و عالم هستى را بدون انديشه آفريده است ) او شناخته شده است بدون اين كه با چشمان ظاهرى ديده شود
او شناخته شده است بدون اين كه با چشمان ظاهرى ديده شود اگر در بعضى از كتابها نديده بوديم و از بعضىها نشنيده بوديم كه مى گويند : « نمى بينيم پس نيست » باور نمى كرديم كه بشر منطقى هم بنام « نمى بينم پس نيست » دارد و آنرا اگر هم از روى عقل و دل نپذيرفته باشد ، حدّاقلّ بر زبان مى آورد بهر حال ، چه باور كنيم و چه باور نكنيم ، با چنان منطقى ( ضدّ منطق ) روياروى هستيم . شايد اين مثالها را بارها در نظر گرفتهايم كه : ما « من » را نمى بينيم و اگر آنرا بدانجهت كه نمى بينيم ، منكر شويم ، بايد همهء علوم روانشناسى و روانپزشكى و روانكاوى و اخلاق را منكر شويم ، زيرا اساس همهء آنها بر فرض واقعيّت « من » مى باشد . و همچنين اگر ما آن سمّ كشندهء همهء منطقها را كه مى گويد : « نمى بينم ، پس نيست » بپذيريم ، بايد به واقعيّت ميليونها جريانات مغزى و روانى و ديگر استعدادها و نيروهاى درونى مانند