ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٨ - ٦ - تقديم روابط بر ضوابط ناشى از هوى پرستى است كه آغازش امام خويشتن بودن و پايانش نابودى همهء ارزشها و اصول و قوانين است
تلخى كيفر را به وى بچشاند ، قطعا مخالف لذّت بوده و دردآور است ، زيرا عدالت ما فوق خود طبيعى و خواستههاى آنست . اعتراف به حقيقت كه منتهى به ضرر شخص بوده باشد مطابق خواستهء خود طبيعى نيست ، ولى براى من عالى انسانى قوامى بدون شناخت حقيقت و اعتراف بآن وجود ندارد .
٣ - خود طبيعى خود را هدف و ديگران را هر چه و هر كه باشد وسيله ميداند . بهمين جهت است كه سرتاسر تاريخ را حقّكشى و زورگوئى و لذّت - پرستى و تعدّى فرا گرفته است . بلكه بايد گفت : همه دردها و بدبختىها و تجاوزها و ستمهائى كه براى انسانها رويداده است ، معلول همين علَّت است كه خود طبيعى همواره و در همه شرايط خود را هدف و ديگران را هر چه و هر كه باشد وسيله ميداند . اين علَّت موقعى كه خود طبيعى حالت اجتماعى بخود مى گيرد با يك صورت حقّ بجانب ( اجتماع ما ) كه در ظاهر فرديّت خود طبيعى را محو در اجتماع نموده است ، طوفان كور كننده بر پا مى كند .
حال كه اثبات شد خود طبيعى با نظر به هويّت « خود هدفى » كه دارد نمى تواند واقعيّات فوق خود را بپذيرد ، روشن مى گردد هر فرد و جامعه اى كه روابط را بر ضوابط مقدّم بدارد و مبناى كار را بر روابط محض استوار بسازد ، نتوانسته است از مرحله خود طبيعى بگذرد . تقديم روابط بر ضوابط در عين حال كه ارزش و عظمت و ضرورت ضوابط را ساقط مى كند ، موجب تورّم خود طبيعى آن مردمى مى شود كه بملاك ارتباطات بر قانون و ضابطه مقدّم گشتهاند و به تعبير رايج « عزيزان بى جهت » كه ضوابط را قربانى خواستههاى نفسانى و هواهاى خود نمودهاند . آيات قرآنى و احاديث كه از جهت كثرت فوق تواتر معمولى ميباشد ، در محكوم ساختن تقديم روابط بر ضوابط ، با بيانات متنوّع آشكارترين مطالب را بيان نمودهاند . تمايل به خويشاوندىها و دوستىها و ديگر عوامل الفت و انس كه موجب بوجود آمدن روابط مى باشند