ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٧ - مطلب دوم
شود ، معرفت خود را در بارهء مسائل مربوطه به تعقّلهاى تجريدى مانند قانون وحدت ( الواحد لا يصدر عنه إلَّا الواحد ) يعنى از واحد جز واحد صادر نمى گردد ، استوار مى سازند آيا بنيانگذاران روش حسّى و تجربى در علوم مشرق زمين ، مسلمانان نيستند آيا كتاب قانون ابن سينا و جبر و مقابله شيخ موسى خوارزمى و تحقيقات فيزيكى نور بوسيلهء حسن بن هيثم و علم مثلَّثات محمّد بن جابر البتّانى و تحقيقات شيمى محمّد بن زكريّاى رازى و تحقيقات رياضى غياث الدّين جمشيد كاشانى كه بنا به گفتهء هونكه در صفحهء ١٦٠ از كتاب آفتاب عرب ( مسلمين ) به غرب مى تابد ، اگر آن تحقيقات نبود ، لگاريتم در صحنهء رياضيّات ظهور نمى كرد . [١] تكيه بر تخيّلات تجريدى دارند يا بر حواسّ و آزمايشگاهها البتّه تحقيقات رياضى بدان جهت كه بر مبناى تجريد عقلانى است ، چه شرق و چه غرب ، چه ديروز و چه امروز و چه فردا ، مجبور است كه براى عمليّات رياضى از قدرت تعقّل بهره بردارى كند .
بطور كلَّى با نظر به موضوع و محمول قضايايى كه متّكى بر واقعيّات محسوس است ، منطق واقعيابى اقتضاء مى كند كه براى تحصيل شناخت به امور مزبور ( حواسّ و آزمايشگاهها ) تكيه شود و اين فعّاليّت ، همان تكاپوى علمى محض است ، به معناى معمولى آن ، كه بدون اختصاص به شرق و غرب و ديروز و امروز و فردا در جريان است و اين فعّاليّت غير از تفكَّرات فلسفى و جهان - بينى است كه اگر كسى ادّعا كند كه نيازى به آن ندارد ، يا خيلى محدود نگر است و يا قدرت تفكَّر فلسفى و جهان بينى ندارد .
به اضافهء اين كه اگر ما ضرورت تجريد و كلَّى گيرى عقلانى را از عوامل معرفت حذف و منها كنيم ، با چه وسيله اى قوانين و اصول كلَّى را از نظم حاكم
[١] . الدومييلى در كتاب علم در نزد عرب و مسلمانان مى گويد : كسى كه لگاريتم را با نظر و تحقيق در حساب هندى بوجود آورده است ، ابو الحسن علىّ بن احمد نسوى است .