ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٧ - احتمال چهارم - انسان بىمعنى در جهانى معنىدار
٣ - اگر كسى اين مسير والاى انسانى را مبدّل به مسير قدرت طلبى نمود ، هيچ چيز جز سلطه بر همهء عالم هستى او را اشباع نمى كند .
٤ - احساس بسيار شريف تكليف ما فوق سوداگرىها - مى توان گفت : اگر انسان جز اين احساس بسيار شريف را نداشت براى اثبات معنىدار بودن او كفايت ميكرد . اين چهار مختصّ را فقط براى نمونه آورديم ، و مختصّاتى كه مى توانند معنىدار بودن انسان را در اين جهان اثبات كنند بسيار فراوانند .
حال كه سه احتمال ( دوم و سوم و چهارم ) باطل شد ، احتمال اوّل اثبات مى شود كه انسان با داشتن معنائى والا در جهانى كه داراى معنى است زندگى مى كند . پس اين كه امير المؤمنين عليه السّلام مى فرمايد : « پيش از آنكه مورد موازنه و محاسبه قرار بگيريد ، خود را مورد موازنه و محاسبه قرار بدهيد » قطعى ترين جمله در بارهء انسان است كه مى فرمايد ، زيرا پذيرش اين كه انسان موجودى معنىدار در جهانى معنىدار است اين پذيرش را هم بدنبال خود مى آورد كه اين موجود قطعا تحت موازنه و محاسبهء دقيق قرار خواهد گرفت اگر اين كار را خودش انجام داد ، ميوهء آنرا كه قرار گرفتن در جاذبهء ربوبيست ، بدست خواهد آورد و اگر در اين كار مسامحه كند ، و حيات خود را بىمحاسبه بگذراند ، حسابگر لم يزل و لا يزال اين كار را خواهد كرد ، ولى ديگر دير شده و طومار اميد و حركتش برچيده شده است .
مولوى نداى درونى انسانها را كه دستور به محاسبهء خويشتن و ايجاد دگرگونى رو به رشد مى دهد ، چنين بيان مى كند :
< شعر > اين صدا در كوه دلها بانگ كيست گه پر است از بانگ اين كه ، گه تهيست هر كجا هست او حكيم است اوستاد بانگ او از كوه دل خالى مباد هست كه ، كاوا مثنّا مى كند هست كه ، كاو از صد تا مى كند مى زهاند كوه از آن آواز قال صد هزاران چشمهء آب زلال چون ز كه آن لطف بيرون مى شود آبهاى چشمهها خون مى شود < / شعر >