ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩٤ - خداوند عالم مطلق بهمهء حوادث و حقايق حيات انسانى است
مردم نيز ، رحمت خداوندى بر همه چيز گسترده است .
٣ - پيروز بر هر كسى است كه در صدد غلبه بر او بر آيد ، و هلاك كنندهء هر كسى است كه به نزاع با او برخيزد ، و ذليل كنندهء هر كسى است كه با او مخالفت نمايد و غلبه كننده بر هر كسى است كه با او خصومت بورزد . براستى ، آيا آدمى با اين محدوديّت امكانات و با اين ضعف و ناتوانى كه سر تا سر وجودش را احاطه كرده است ، درصدد غلبه بر خدا و نزاع و مخالفت با او بر مى آيد پاسخ اين سؤال بايد با بيان دو نوع نزاع و مخالفتها و وضع مغزى و روانى انسانها مطرح شود : ١ - اكثريّت كسانى كه خود را در موقعيّت نزاع و مخالفت با خدا قرار مى دهند ، علم و اطَّلاعى از عظمت و سلطه و سيطرهء خداوندى بر همهء عوالم هستى ندارند ، اينان در حقيقت با خدائى كه در ذهن محدود و بيمار خود ساختهاند ، بمبارزه و نزاع بر مى خيزند . و بقول مولوى در داستان « شخص خفته اى كه مار از دهان او به درونش رفته بود . . . » < شعر > اى خداوند و شهنشاه و امير من نگفتم ، جهل من گفت ، آن مگير < / شعر > همهء ما از داستان اسف انگيز « خدا سازى » كه مغزهاى آشفته و بىاطَّلاع و خودخواه ، در طول تاريخ براه انداختهاند ، اطَّلاع داريم ، و از اين بازيگرىهاى مغزى فراوان ديدهايم . آن جاهلى كه مى گويد : من خدا را در آزمايشگاهم نمى بينم پس او وجود ندارد و آن محدودنگر لذّت پرستى كه با كمترين ابتلاء به غم و اندوه ، از خدا قهر مى كند و درصدد انكار و يا مخالفت بر مى آيد او خدا را نشناخته است ، لذا مى توان گفت ، مخالفت و نزاع اين نادان با خدا از آن موقع شروع شده است كه براى شناخت خداوندى كه همهء موجوديّت و سرگذشت و سرنوشت ابدى او در اختيار اوست ، اهمّيّت نداده و به تقليد از معارف ابتدائى پدر و مادر و ساير كسانى كه در بوجود آوردن و يا به فعليّت