ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩١ - خداوند عالم مطلق بهمهء حوادث و حقايق حيات انسانى است
١ - تنفّر از معصيّت ، زيرا كسى كه معتقد است كه خدا مى بيند و ميداند ، تا بتواند مرتكب معصيّت نمى گردد و اگر از روى ناتوانى در اختيار مرتكب معصيّت گشت ، احساس ناراحتى و رنج مى نمايد و در موقع ارتكاب گناه ، شادى فوق لذّت طبيعى آن معصيت كه بزودى به اندوه يا گرفتگى روحى مبدّل خواهد گشت ، براى او احساس نخواهد گشت و ممكن است كسانى كه عواقب وخيم معصيت را مى دانند يا حدّاقلّ احتمال منطقى مى دهند ، در موقع ارتكاب معصيت نوعى گرفتگى ضمنى در پشت سطح آگاهى روان نيز در خود مى بينند .
٢ - آرامش و اطمينان خاطر در برابر حوادث و پيشامدهاى ناگوار و سخت روزگار كه در گذرگاه حيات همهء آدميان ، كم و بيش و با كيفيّتهاى گوناگون گسترده شده است . آدمى در موقع روياروئى با آن حوادث ، خواه قدرت دفاع از حيات خويشتن را دارا باشد يا دارا نباشد در هر دو حال تشويش و اضطراب و سر درگمى را به منطقهء روح راه نمى دهد ، زيرا ميداند كه جريان پيش آمده در نتيجهء جريان قوانين عالم هستى تحقّق يافته است ، بدون اين كه سر شوخى با او داشته باشد ، مگر اين كه خود او مثلا با انداختن اختيارى كبريت شعله ور به انبار بنزين ، با قانون عالم هستى شوخى نمايد . بهر حال جريان در صحنه اى بوجود آمده است كه تبلورى از قوانين وابسته به مشيّت خداوند سبحان است ، و يكى از همان قوانينى كه در صحنهء هستى حاكميّت دارد لزوم دفاع او از حيات مطلوب خويشتن است كه شوخى با آن هيچ تفاوتى با شوخى با اساس پايدار قوانين حاكم بر عالم هستى ندارد . اگر با داشتن قدرت و امكان دفاع از حيات خويشتن با هر وسيلهء ممكن ، اقدام به حراست حيات و دفع عوامل مزاحم آن ننمايد ، چنين شخصى مبارزه با مشيّت خداوندى نموده است . و در صورت ناتوانى از دفع عوامل مزاحم حيات ، تكليفى متوجّه او نمى باشد ، زيرا قدرت از شرايط عقلى تكليف است ، لذا با كمال آرامش خاطر تسليم قانون مى شود كه :