ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٧ - اساسىترين مختصّ پرستش حقيقى ، قرار گرفتن پرستنده در مسير كمال است
پرستش حقيقى عبارتست از قرار گرفتن در مسير كمال با آن كمّيّت و كيفيّت كه براى او امكان پذير مى باشد . اين پرستش كه ابتهاج و شكوفائى حقيقى روح است و بدون وصول بآن مقام هر گونه ادّعاى تكامل و ابتهاج و سرور واقعى و شكوفائى روح ، قطعا خلاف واقع است ، با هر گونه معامله مخالف است ، اگر چه قيمت درخواست شده ، خود وصول به كمال بوده باشد و اين همان اصل است كه عرفا و انسان شناسان در بارهء گرديدن تكاملى مى گويند كه : كسى كه عرفان را فقط براى عارف شدن دريابد و بپذيرد ، او در مسير عرفان حقيقى قرار نگرفته است .
اين عبارت ابن سينا را فراموش نكردهايم كه : ألتّبجّح بزينة الذّات و ان كان بالحقّ تيه [١] ( افتخار و بخود باليدن به سبب آرايش ذات اگر چه بوسيلهء حقّ بوده باشد نوعى گمراهى است ) نظير اين اصل آموزنده آن مطلبى است كه از جبران خليل جبران در كلمات حكيمانه اش ديدهايم : « جوهر لطف با آن لطافت و ظرافت و شفّافيّت اعلايش اگر در آينه بر وى خود بنگرد ، مبدّل به سنگ خارا مى شود » اگر شخص عالم براى ديدن چهرهء عالمانه خود در آينه بنگرد شخصيّت كمال جوى او در تاريكى درونش گم مى گردد . همچنين اگر پرستش براى وصول به نعمتهاى بهشتى و فرار از عذاب الهى كه انعكاسى از نابكاريهاى خود انسان است ، صورت بگيرد اگر چه ممنوع نيست و بهتر از انگيزههاى گذشته است كه فقط براى اشباع خود خواهىها سر مى كشند ولى همان طور كه امير المؤمنين عليه السّلام فرموده است : « عبادت احرار نيست » زيرا پرستش آزادگان واصل به مقام شامخ اختيار و استكمال اختيارى حتّى از معاملهء وصول به بهشت و فرار از دوزخ نيز بدور مى باشد . پس از نفى انگيزههاى فوق براى پرستش فقط يك انگيزهء
[١] . الإشارات و التّنبيهات - النّمط التّاسع : ابن سينا .