ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨ - تفسير عمومى خطبهء هشتاد و هشتم
ميدان را براى آنان باز مى گذارد . مسلَّم است كه نتيجهء رها كردن مفسدان و طغيانگران و جبّاران بر روى زمين ، چه بيچارگى و ستمديدگى و استضعاف و تيره روزيها براى ناتوانان ببار خواهد آورد . حال اين سؤال پيش مى آيد كه آيا در شيوع ظلم و كشتار و فساد بر روى زمين بوسيلهء مستكبران و طواغيت و طغيانگران جبّار ، مشيّت خداوندى در كار نيست پاسخ اين سؤال را با بيان چند مطلب مطرح مى نمائيم : ١ - مهمترين پاسخ اين سؤال همانست كه در مقدّمهء فوق متذكَّر گشتيم در مقدّمهء فوق اثبات شد كه حكمت و هدف خلقت انسان بالاتر از آن است كه با جريان فساد و خونريزىها بر روى زمين مختلّ گردد .
٢ - انقراض و خاموشى حيات انسانها در اين دنيا يك امر قطعى است ، خواه بوسيلهء عوامل طبيعى بوده باشد و خواه بوسيلهء تعدّى و جور همنوعان آنان - ( كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ ) ( تمامى نفوس مرگ را خواهند چشيد و سپس بسوى ما رجوع خواهيد كرد ) براى نوع دوم از مرگ كه بوسيلهء ظلم و تعدّى ستمكاران واقع مى شود ، مانند ديگر مرگهاى غير طبيعى ( زلزله ، سيل ، وبا ، طاعون ، آتشفشانى ، غرق شدن در آب و غير ذلك ) شهيد تعبير شده است كه لازمه اش مورد لطف و عنايت خداوندى قرار گرفتن انسانى است كه بدون قدرت و اختيار دفاع با يكى از وسايل مذكور در فوق از اين دنيا چشم بربندد .
٣ - آدمى با احتمال ورود تعدّى و ستم از همنوعان خود ، همواره در صدد دفاع از حيات خويش و آماده كردن عوامل ادامهء آن مى باشد . اين آمادگى دائمى موجب احساس عظمتى در خود حيات مى گردد كه تا بتواند آنرا لغو و بيهوده مصرف ننمايد ، و بايد گفت : اين احساس ضرورت دفاع از حيات چه