ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٨ - اين كه خداوند وارث مطلق هستى است
< شعر > گر باز روند عالم و عالميان در رتبهء اجمال ، حقّ آيد به ميان < / شعر > عبد الرّحمن جامى [١] اگر به ذوق پردازى محض حمل نكنيم ، از ديدگاه اديان و خرد و وجدان و شهود برين صحيح بنظر نمى رسد . زيرا بر مبناى اين مكتب هيچ علَّت و هدفى كه قابل قبول بوده باشد براى دگرگونى موجود از اجمال به تفصيل ( از وحدت به كثرت ) و از تفصيل به اجمال ( از كثرت به وحدت ) ديده نمى شود ، و نيز هيچ علَّت و هدفى معقول براى عبادات و ارسال پيامبران و انزال كتب آسمانى و اشتياق ورود به جاذبهء الهى با در نظر گرفتن طرز تفكَّر وحدت موجودى ، قابل پذيرش نمى باشد . آياتى كه وارث بودن خدا را بيان نموده است ، بقرار زير است : ( وَإِنَّا لَنَحْنُ نُحْيِي وَنُمِيتُ وَنَحْنُ الْوارِثُونَ ) [٢] ( و مائيم كه زنده مى گردانيم و مى ميرانيم و مائيم وارث ) ( وَلِلَّه مِيراثُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) [٣] ( و از آن خدا است ميراث آسمانها و زمين ) آيات متعدّدى با بيانات مختلف رجوع همهء موجودات هستى را بسوى پروردگار تذكَّر مى دهد . از آن جمله : ( أَلا إِلَى الله تَصِيرُ الأُمُورُ ) [٤] ( آگاه باشيد پايان سرنوشت همهء امور بسوى خدا است )
[١] . لوايح عبد الرّحمن جامى .
[٢] . الحجر آيهء ٢٣ .
[٣] . آل عمران آيهء ١٨٠ و الحديد آيهء ١٠
[٤] . الشّورى آيهء ٥٣ .