ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٤ - نوع يكم
< شعر > باد طوفان بود و كشتى لطف هو بس چنين طوفان و كشتى دارد او پادشاهى را خدا كشتى كند تا به حرص خويش بر صفها زند قصد شاه آن نى كه خلق ايمن شوند قصد آنكه ملك گردد پاى بند آن خراسى [١] مى دود قصدش خلاص تا بيابد او ز زخم آن دم مناص قصد او آن نى كه آبى بر كشد يا كه كنجد را بدان روغن كند گاو بشتابد ز بيم زخم سخت نى براى بردن گردون و رخت ليك حق دادش چنين خوف وجع تا مصالح حاصل آيد در تبع < / شعر > [٢] و با دقّت در سرگذشت اسفناك پديدهء حكومت در اكثريّت بسيار چشمگير كه براى بدست آوردن آن ، خونها ريخته شده و حقّ كشيها و زورگويىها صورت گرفته و صفحات تاريخ را سياه كرده است از همين نوع بوده است و همه مى دانيم كه روش « ماكياولى » « وسيله هر چه باشد قربانى هدف هر چه باشد » براى اين نوع حكومتها نه تنها مجاز بوده بلكه ضرورتى تلقّى شده است كه بدون آن ، يا دستيابى به حكومت و قدرت امكان ناپذير بوده و يا ادامهء آن محال بوده است . مسلَّم است كه آنچه اين گونه حكومتها مورد توجّه و اهمّيّت قرار ندادهاند ، مستضعفان و بينوايان جوامع بودهاند ، اگر چه اغلب با ادّعاى خدمت به آنان و حمايت و دفاع از حقوق آنان سلطه و اقتدار را بدست آورده ولى بسرعت آنان را به فراموشى سپردهاند و اگر افراد و گروه هائى از آن بينوايان توانستهاند به نوائى برسند ، موجب بروز مستضعفان ديگرى گشتهاند و بدين ترتيب تاريخ بشرى در جريان اين نوع حكومتها اكثريّت را با مستضعفان و اقلَّيّت را با صاحبان سلطه و قدرت نشان مى دهد .
[١] . خراس آسياى بزرگى كه آنرا با چارپا گردانند نه با آب . لغت نامه - على اكبر دهخدا مادهء خ - ر
[٢] . دفتر ششم بيان معجزهء هود ( ع ) ص ٣٨٥ .