ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٢ - اين يك عذر قابل قبول نيست كه بگوئيد ما از گذشتگانمان فاصلهء زياد گرفته ايم
اين يك عذر قابل قبول نيست كه بگوئيد : ما از گذشتگانمان فاصلهء زياد گرفته ايم اين قاعده يكى از بديهىترين قواعد در همه قلمروهاى علمى ما است كه اگر موجودى موضوعيّت خود را در مدّتى حفظ نموده باشد ، با گذشت زمان همان مدّت ، چنانكه مختصّات آن دگرگون نمى گردد ، احكام و قوانين آن نيز تغيير نمى يابد ، به اصطلاح امروزى بشر حدّاقلّ در حدود چهل هزار سال است كه با اين تشكيلات عضوى و اجزاء مادّى و قوى و استعدادهاى مغزى و روانى زندگى مى كند . بنا بر اين ، در اين مدّت اصول مختصّات مادّى و روانى او تغييرى ننموده است . همچنين آن قوانين جهانى هم كه انسان را احاطه نموده است ، بكار خود ادامه مى دهد . در اين مدّت بروز فرهنگها و تمدّنها و اعتلاء و سقوط آنها در عين حال كه متنوّع و با يكديگر متفاوت بودهاند ، ولى اصول و قواعد مربوط به انگيزهها و شرائط و موادّ آنها براى انسانهاى همهء اقوام و ملل قابل درك بوده است بطورى كه اگر همان عواملى كه موجب بروز آن امور براى اقوامى بالخصوص گشته است براى اقوام ديگر نيز بوجود مى آمد ، همان امور بروز ميكرد . و بقول متفكَّران بزرگ : انسان همان انسان است ، آنچه كه در وى دگرگون مى گردد ، اشكال و خصوصيّات فرعى و روبنائى است . شوپنهور باين مسئله اصرار دارد . بنا بر اين ، اين يك عذر قابل قبول نيست كه بگوئيد : ما از گذشتگانمان فاصله گرفتهايم .
اين مطالب كه گفتيم ، مربوط به مختصّات هويّت انسان بود كه قديم و جديد نمى شناسد ، در صورتى كه امير المؤمنين عليه السّلام آن مردم ناآگاه را به عبرت گيرى از پدران و ديگر گذشتگان مانند برادران دستور مى دهد كه در ميان آنها قرون و اعصار فاصله نيفتاده بود . آنان پدران خود را ديده بودند و آن پدران نيز پدران خود را مشاهده كرده بودند و مى دانستند كه آنان چه