ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥١ - ضرورت عبرتگيرى از اعمال گذشتگان و نتائجى كه آن اعمال ببار آورده است
نمى توان جز خدا را پرستيد « و بايد بخود بپسنديم آنچه را كه بر ديگران مى پسنديم و بر ديگران نپسنديم آنچه را كه بر خود نمى پسنديم و اين تكليف هم موقعى قابل انجام دادن خواهد بود كه خود طبيعى ما مبدّل به من انسانى گردد ، زيرا فقط اين من است كه مى تواند با بيمارى خودخواهى مبارزه نموده و پيروز گردد .
و بايد در همهء شئون زندگى آن واقعيّاتى كه بعنوان وسائل ، قربانى هدفها مى شوند ، و آن واقعيّاتى كه بعنوان اهداف ، واقعيّاتى را بعنوان وسايل قربانى خود مى سازند ، بدقّت هر چه تمامتر ارزيابى گشته و روشن شود كه آيا آنچه كه بعنوان هدف منظور شده است ، واقعا داراى آن عظمت و ارزش مى باشد كه آن واقعيّات بعنوان وسيله ، قربانى آن هدف قرار بگيرند يا نه و بايد معرفت و علم را بر همهء أبناء بشر تعميم داد ، زيرا چراغهاى محدود در ميان صخرهها و خارستانها و جنگلهاى تاريك اگر بتوانند ديگر چراغها را روشن بسازند ، ولى سودجوئى جلو آنها را بگيرد و نگذارد آنها را روشن نمايند نمى توانند از روشنائىهاى خود برخوردار شوند . بايد راست گفت و از اين راه ننگ قديمى دروغ پردازى را كه نام انسان را زشت ساخته است ، از چهرهء آدميان پاك نمود . بايد عدالت ورزيد ، و الَّا راهى جز تنازع در بقاء پيش پاى بشر گسترده نخواهد گشت . و چون بشر از همهء موجودات و واقعيّات مى تواند فراتر برود ، او نبايد چيزى را جز خداوند سبحان بپرستد .
٢٣ ، ٢٥ - و لعمرى ما تقادمت بكم و لا بهم العهود ، و لا خلت فيما بينكم و بينهم الأحقاب و القرون ، و مآ أنتم اليوم من يوم كنتم فى أصلابهم ببعيد ( سوگند بحياتم ، دورانها و زمانها ميان شما و آنان بسيار طول نكشيده است ، و ميان شما و آنان قرنها فاصله نيفتاده است ، و امروز شما از آن روز كه در اصلاب [ پشتهاى ] آنان بوديد ، دور نيستيد )