ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٠ - ضرورت عبرتگيرى از اعمال گذشتگان و نتائجى كه آن اعمال ببار آورده است
آنرا نابود مى سازند آيا مشاهده نمى كنيم كه جهل و نادانى كه قابل بر طرف شدن است چگونه روشنائى دنيا را از ديدگاه ما مى گيرد و بدون آگاهيهاى صحيح از زندگى و شئون آن ، از برخوردارى از « حيات معقول » فقط به نفس كشيدن قناعت مى ورزيم آيا هنوز براى ما اثبات نشده است كه هر فرد و جامعه اى از گذشتگان - چه نياكان ما و چه ديگران - هر بذر ستم و جورى كه پاشيدند ، همان را درو كردند آيا هنوز ما از گذشتگان اين تجربه را بدست نياوردهايم كه پيمان شكنىها و نقض عهدها روابط زندگى اجتماعى را مختلّ مى سازد آرى ما فرزندان آدم همهء اين مسائل را مى دانيم و يا اگر به موجوديّت خويشتن اهمّيّت داده و خود را انسان تلقّى كنيم مى توانيم همهء آن مسائل را بخوبى بدانيم ، ولى ترس ما از يك چيز است و آن اينست كه اگر به جريان زندگى گذشتگان با ديدهء عبرت بنگريم و از راه تجارب مفيد علم ، اين معرفت نصيب ما شود كه :
< شعر > اين جهان كوه است و فعل ما ندا سوى ما آيد نداها را صدا < / شعر > و بفهميم كه : ( كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ ) [١] ( هر نفسى در گرو اندوختههاى خويشتن است ) فورا بايد بپذيريم كه « ديگر نبايد خود خواهى كرد » ، « ديگر زندگى مردم را با روش ماكياولى نمى توان ببازى گرفت » ، « ديگر نمى توان براى سود جوئى زير دستان را در جهل غوطه ور ساخت » ، « ديگر نمى توان دروغ گفت » ، « ديگر نمى توان بكسى ستمى روا داشت » ، « ديگر نمى توان نژاد پرست شد » ، « ديگر
[١] . المدّثّر آيهء ٣٨ .