ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٣ - ٣ - هوىپرستى و امام خويشتن بودن ، براى خود معبودها مى سازد
چيست البتّه تا كنون براى تعيين و توضيح اين منشأ مطالبى بسيار فراوان گفته و خواهند گفت ، ولى بنظر مى رسد اساس همهء آن گفتهها اگر مطابق منطق واقع بينانه بيان شده باشند ، همان است كه درد و درمان شناس انسانها ، علىّ بن ابي طالب ( ع ) فرموده است كه اينان « امام خويشتنند » ٣ - هوىپرستى و امام خويشتن بودن ، براى خود معبودها مى سازد تا احساس بسيار ريشه دار پرستش را كه در درون اوست ، با آن معبودهاى ساختگى و دروغين اشباع نمايد . همهء ما مى دانيم كه هوى چيزى نيست كه واقعا قابل پرستش بوده باشد زيرا با نظر به معنايى كه پرستش دارد ، قابل تعلَّق بر هوى نيست ، در پرستش وجود عظمت حقيقتى كه مورد پرستش قرار مى گيرد و موجب تكامل پرستنده مى باشد ، امرى است ضرورى در صورتى كه هوى عبارتست از خواستن و ميل به آنچه كه خود طبيعى محض مى خواهد . بنا بر اين ، احساس پرستش حقيقى با حركت بمقتضاى هوى ، بهيچ وجه اشباع نمى گردد . لذا هوى پرست هم مجبور است مانند ديگر انسانها ، بهر ترتيب است پاسخ اين احساس بسيار ريشه دار را براى وجدان خود [ اگر مانده باشد ] آماده نمايد .
در نتيجه خود را به ساختن و پرداختن بتهاى متنوّع مجبور مى بيند . اين بتها همان طور كه شامل بتهاى رسمى مانند هبل و عزّى و لات و منات مى باشد ، شامل جاه و مقام و پول و شهرت و ثروت و غير ذلك مى گردد .
( إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَآباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ الله بِها مِنْ سُلْطانٍ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَما تَهْوَى الأَنْفُسُ وَلَقَدْ جاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدى ) [١] ( آن بتها جز نامها ى پر طنطنه ] چيزى نيستند كه شما و پدرانتان آنها را نامگذارى نمودهايد در صورتى كه ماوراى اين نامها حقيقتى ديگر
[١] . النّجم آيهء ٢٣ .