ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٢ - ٢ - آنچه كه مطابق هواى هوى پرست نباشد ، هر چه باشد و از هر كسى كه صادر شود بايد با آن مبارزه كرد
هستى اگر اقرار بوجود خويشتن در همان موقع آسيبى به هوى پرستى او وارد بسازد ، قطعا وجود خود را تكذيب نموده ، بنحوى از انحاء نيستى خود را در آن حال براى شما اثبات خواهد كرد ، چرا مگر واقعا چنين چيزى ممكن است كه انسان منكر وجود خويشتن گردد آرى ، زياد هم ساده لوح نباشيد ، چنين مبارزه با وجود خويشتن سرتاسر تاريخ ما را فرا گرفته است . امّا دليل اين كه انكار وجود خويشتن براى هوى پرست ممكن است ، اينست كه موجوديّت انسان هوىپرست مانند ديگران محصول ميلياردها حوادث خارج از اختيار وى در جهان بوده است و تا آن لحظه كه خود را انكار مى كند ، كمترين آزادى اراده در بارهء آن حوادث ( علل و معلولات ) نداشته است ، زيرا ما فوق او و خواستههاى او بوده است . پس هستى او ما فوق هواى او در جريان بوده است ، و فرض اينست كه در هنگام غليان و جوشش هوىپرستى ، هيچ حقيقتى ما فوق « من » با هويّت خود طبيعى محض كه حركتش فقط بر مبناى هوى است ، براى هوى پرست وجود ندارد ، لذا اگر انكار وجود خويشتن موافق هوى باشد با كمال آرامش خاطر مى تواند هستى خود را منكر شود . گاهى مبارزه هوى - پرستان با حقيقت و حاميان آن با تكذيب و اهانت و آزار امكان پذير نيست ، در اين صورت نوبت به از بين بردن حمايت كنندهء حقّ مى رسد .
در مبارزهء حاميان حقّ با هوى پرستان در طول تاريخ ، همهء پديدههاى فوق ( تكذيب و اهانت و آزار و محروميّت از ضرورتهاى زندگى و قتل ( شهادت ) بوقوع پيوسته است . متأسّفانه بايد گفت : با اين همه ادّعاى تكامل و فرياد در بارهء پيشرفت بشرى كه ( اغلب كتابهاى نوشته شده در اين قرن آنرا در صفحات خود مى گنجانند ) همان پديدههاى فوق از طرف قدرتمندان هوى - پرست در بارهء مستضعفان و ناتوانان در جريان است . منشأ اين سقوط و بدبختى در عين پرواز به كرات فضائى و داشتن ميليونها مجلَّد كتاب در بارهء بايستگىها و شايستگىهاى انسانى و با داشتن قدرت علمى شگفتانگيز