ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣١ - ٢ - آنچه كه مطابق هواى هوى پرست نباشد ، هر چه باشد و از هر كسى كه صادر شود بايد با آن مبارزه كرد
صفتان طبيعىترين امرى است كه احتمال خلافش براى آنان اصلا قابل هضم نيست زيرا امامى براى آنان جز هواى خويشتن وجود ندارد .
بدبختى و سقوط بشر امروزى از آن موقع شروع گشت كه پديدهء هوى - پرستى كه تكبّر و نخوت و خود محورى وقيح از مختصّات آن است ، [ و به اعتبار ديگر هوى پرستى از مختصّات آنهاست ] با قلم عدّه اى بنام روانشناس و روانكاو بعنوان ارادهء مقتضيّات طبيعى انسان روى صفحات كتابها نقش بست و با علامات دانشگاهى كه علمى بودن آنها را تضمين مى نمود مغزهاى مردم دانش پژوه را تحت سلطهء خود در آورد هنوز هم با اين كه كم و بيش ساختگى بودن آن توجيهات و صحنه سازى آنها بوسيلهء دانشمندان نسبتا انسان شناس گوشزد مى شود ، ولى هيهات ، مدّتى است كه آب از سر گذشته و مقدارى بسيار فراوان از انسانها كه در هر دوره و جامعه اى شايد اكثريّت اسف انگيز را تشكيل مى دهند ، مسخ و حقيقت اصلى خود را از دست دادهاند .
٢ - آنچه كه مطابق هواى هوى پرست نباشد ، هر چه باشد و از هر كسى كه صادر شود بايد با آن مبارزه كرد مانند تكذيب و اهانت و ناتوان ساختن و حتّى كشتن او ( لَقَدْ أَخَذْنا مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَأَرْسَلْنا إِلَيْهِمْ رُسُلًا كُلَّما جاءَهُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى أَنْفُسُهُمْ فَرِيقاً كَذَّبُوا وَفَرِيقاً يَقْتُلُونَ ) [١] ( ما از بنى اسرائيل پيمان گرفتيم و رسولانى را بسوى آنان فرستاديم هر موقعى كه پيامبرى با پيامى كه نفس آنان آنرا نمى خواست براى آنان مى آمد ، گروهى از آن پيامبران را تكذيب مى كردند و گروهى ديگر را بقتل مى رسانيدند ) اين يك مختصّ كاملا طبيعى حركت بر مبناى هوى است كه اگر به هوى - پرست بگويند : تو در اين حال حاضر كه با هم به گفتگو نشستهايم موجود
[١] . المائده ٧٠ .