ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٣ - اصل دوم - ضرورت رجوع به قرآن
امير المؤمنين عليه السّلام در جملات مورد تفسير تبعيّت از قرآن و سنّت پيامبر و ائمّهء هدايتگر را توصيه فرموده ، سپس مى فرمايد : « اين تبعيّت نهايت ايفاء حقّ خداوندى است بر عهدهء تو » سپس در توصيف و مدح راسخون در علم [ كه در قرآن مجيد مورد تمجيد قرار گرفتهاند ] مى فرمايد : عظمت راسخون در علم ( آن گروه از دانايان كه دانش آنان مبتنى بر ريشههاى محكم و استوار معارف الهى ميباشد ) در اينست كه آنان به محدوديّت علم خود در اين دنيا اقرار مى نمايند كه اين محدوديّت موجب عدم نفوذ علمشان به پشت پردهها و سدّهاى قرار گرفته در ديدگاه هايشان ميباشد كه نمى گذارند طمع در فرو رفتن به اعماق غيب نمايند . واقعا ، چه ناتوانند آن بى ظرفيّتها كه با بدست آوردن مقدارى از اصطلاحات و چند مسألهء علمى يا صنعتى يا هنرى ، گمان مى برند ، بحدّ لازم و كافى از دانش و بينش برخوردار شده و بعد معرفت جوئى آنان اشباع شده است در داستانهاى فكاهى آمده است كه يك نفر در اوّلين درسهاى زبان عربى ( شرح امثله مثلا ) حاضر شد و پس از شنيدن اوّلين درس ، آمد به منزل و در گوشه اى از اطاق كه كسى او را نمى ديد ايستاد و با دست خويش سينهء خود را اندازه گيرى ميكرد و مى گفت : سبحان اللَّه شگفتا سينه اى باين كوچكى و درياى علمى بآن بزرگى و عظمت كه امروز باين سينهء كوچك سرازير شده است چه رضايتى بيرحمانه به خويشتن و جامعهء خويشتن دارند كسانى كه به شناخت چند مسأله و چند اصطلاح ناچيز قناعت كرده و در نهايت رضايت از زندگى بسر مى برند و چه بزرگ و قدرتمندند كسانى كه اگر درياهائى از شربت علم و معرفت را بنوشند ، باز احساس تشنگى نموده و با اعتراف به ناتوانى از ورود به قلمروهايى بالاتر از حيطهء معارف محدود خود امتناع مى ورزند ، اين راسخون در علم چه مناجات زيبا و دلنشين دارند - < شعر > اين همه گفتيم ليك اندر بسيچ بى عنايات خدا هيچيم و هيچ بى عنايات حق و خاصان حق گر ملك باشد سياهستش ورق < / شعر >