ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٩ - نوع دوم
گردد ، نيست .
نوع دوم معلومات ناشى از احساسهاى برين و والا كه از تهذّب و و تخلَّق به اخلاق اللَّه و تأدّب به آداب اللَّه در درون ما بوجود مى آيند . اين معلومات نتيجهء انديشههاى رسمى نيست ، بلكه شهودهاى نورانى است كه در درونهاى پاك از آلودگىها و وارسته از جهل و خود خواهىها بروز مى نمايد . مى توان گفت : آدمى مى تواند بوسيلهء اين شهودها ، نمونه هائى از صفات جليلهء خداوندى را دريافت نمايد و با انس با آنها ، حيات خود را منوّر بسازد ، ولى امكان نفوذ به همهء هويّت و مختّصات آن صفات حتّى بوسيلهء اين نوع دوم از معلومات هم وجود ندارد .
راه دوم - برون ذاتى - منظور از شناخت صفات خداوندى از اين راه اينست كه ما با ورود به قلمرو شناخت عالم هستى و اجزاء و روابط و قوانين حاكمه در عالم هستى ، مى توانيم صفات خداوندى را بشناسيم ، مثلا از شناخت چهرهء رياضى عالم مى توانيم صفت مقدّر ( تقدير كننده و بجريان اندازندهء حساب در پهنهء هستى ) را درك كنيم و از نظم مطلق حاكم در هستى ، علم خدا را دريافت مى كنيم . اين تفسير براى شناخت صفات خداوندى از راه جهان برون ذاتى ( عالم هستى ) فقط براى اثبات وجود صفات خداوندى كه عالم هستى نشان مى دهد ، مناسب است ، نه براى دريافت همهء هويّت و مختصّات صفات خداوندى .
بطور اجمال بايد گفت : آن كدامين مغز و روان سالم است كه محدوديّت حواسّ و ذهن و آزمايشگاههاى ساخته شدهء فكر و دست بشرى را بداند و از محدوديّت هدف گيرىهاى آدمى در تحصيل معرفت اطَّلاع داشته باشد و دخالت اصول پيش ساخته در دانستنىها را متوجّه باشد ، با اين حال ادّعا كند كه ما با واقعيّات جهان هستى آن چنانكه هستند روبرو مى شويم و آنها را مى شناسيم و صفات خداوندى را هم بوسيلهء اين شناخت ، درك مى كنيم و آنگهى فرض مى كنيم كه ما روزى بآن رؤياى غير قابل تعبير خود رسيديم كه « بتوانيم با واقعيّات جهان هستى