ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٢ - صفت بدون موصوف و اسم بدون معنى و حدّ بدون محدود امكان پذير نمى باشد
در جملات فوق عدّه اى اصول و قضاياى كلَّى آمده است كه پاسخگوى مشكلات متعدّدى مى باشد . اين اصول و قضايا را مى توان به ترتيب زير مورد تحقيق و برخوردارى قرار داد : ١ - خداوند متعال قائم بنفس است ، يعنى وجود اقدس ربوبى وجود بنفسه است كه در قوامش كمترين نيازى به ديگرى ( علَّت و غير علَّت ) ندارد . اين قيام بنفس مطلق را كه فقط از صفات خداونديست از مفهوم صمد و غنىّ بالذّات نيز مى توان استفاده نمود . ما سوى اللَّه هر چه باشد و هر كه باشد فاقد صفت بنفسه است ، زيرا هر چه و هر كه جز خداى سبحان است از تحقّق لا فى نفسه [ مانند معانى حروف كه ضعيفترين بهره را از وجود دارند ] گرفته در لنفسه [ وجود اشياء قائم لنفسه مانند جواهر مجرّد و مقارن ( اجسام ) ] پايان مى يابد و هيچ موجودى بمرحلهء بنفسه جز وجود خداوند سبحان نمى رسد .
٢ - هيچگونه تقدير و تحديد به ذات اقدس الهى راهيابى ندارد ، خواه تقدير به معناى ايجاد اندازه و محاسبه در كاينات بوده باشد و خواه بمعناى اعمّ قانونى بودن آن موجود ، زيرا او است بوجود آورندهء اندازه و محاسبه و او است سازندهء قوانينى كه آنها را بر كاينات حاكم فرموده است . و امّا ما فوق تحديد بودن خداوندى ، كاملا واضح است كه حدّ و مقدار و مرز و تعيّنهاى محدود كننده همه و همه از صفات اجسام و جسمانيّات و مادّه و مادّيّات است و خداوند سبحان ما فوق اين امور است .
٣ - خداوند سبحان مخلوقات را با تقدير و تحديد مقدّر فرمود . اين اصل كلَّى هم روشن است ، زيرا كائنات عرصهء هستى و موجودات كارگاه وجود هم كلَّا و هم جزءا محدودند ، چنانكه همهء آنها تسليم اندازه و قانون مى باشند .
خواه بنا چيزى ذرّهء بىمقدار و خواه به عظمت كيهان بوده باشند .
٤ - خداوند سبحان دو خلق انجام داده است : تقدير ( اندازه گيرى و قانونى بودن ) و مقدّر ( كاينات عالم هستى كه با اندازهء رياضى و بر مبناى قانون