ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٥ - دوم - مثل نور خداوندى
انواع اين زيباييها با جمال روح يك انسان عادل و حقّ پرست هيچ گونه منافاتى ندارند . جمال معنى ، جمال روح ، جمال شخصيّت موقعى مى توانند از قاموس بشرى طرد شوند كه واقعيّات شايسته و نيكو كه روح و شخصيّت آدمى با اتّصاف با آنها زيبا مى گردد ، از قاموس بشرى طرد شوند دوم - مثل نور خداوندى آيهء مباركهء نور مثل نور الهى را در آسمانها و زمين چنين بيان مى دارد - مصباحى ( چراغى ) در شيشهء صيقلى كه مانند ستارهء درّى است كه در مشكاتى قرار گرفته است .
قطعى است كه اين مثل فقط براى توضيح نور خداوندى در عالم هستى بوده و از باب تشبيه والاترين معقول بر محسوس فيزيكى است . وجه شبه ( ملاك تشبيه ) را مى توان بدين نحو در نظر گرفت كه چنانكه كانون نور ( شعلهء چراغ ) هر اندازه با وسائط كمتر بتابد و مورد مشاهدهء انسان قرار بگيرد ، روشنتر و آشكارتر ديده مى شود همينطور هر اندازه كه ارتباط انسان با فروغ نور ربّانى با وسائط كمتر برقرار گردد ، روشنتر و آشكارتر خواهد بود و بالعكس ، هر اندازه ارتباط مزبور با وسائط بيشترى برقرار شود ، بدون ترديد با فروغ كمترى روياروى خواهد گشت . اگر بخواهيم اين وسائط را بر وجود انسانى تطبيق نمائيم ، مى توانيم بگوئيم : كالبد جسمانى انسان مركَّب از ميلياردها سلَّول كه هر يك از آنها خود جهانى است پيچيده ، باضافهء اجزاء تشكيل دهندهء آن كالبد در دو بعد درونى و برونى با نظم شگفت انگيزى در جريان وجودى است . نظم و قانون شگفت انگيز در اين كالبد مى تواند براى ما آن روشنائى را بوجود بياورد كه رهسپار كوى خداوندى شويم ، يعنى آن روشنائى اين اندازه مى تواند براى ما اثبات كند كه اين خداوند سبحان است كه شكوه نظم و قانون خيره كننده را در كالبد جسمانى انسان بر افروخته است . در اين مرحله مانند اينست كه نور الهى را بوسيلهء مشكاة شهود مى كنيم . حالا اگر بخواهيم اين واسطه ( مشكاة ) را كنار گذاشته يك مرحله پيشتر برويم ، به فعّاليّتهاى تجريدى