ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٤ - خداوند سبحان نور است ، چگونه بايد تفسير شود و بحثى مختصر در آيهء مباركه نور
( كيست خداى شما اى موسى ) مسلَّم است كه هدايت كننده راه را براى موجود هدايت شونده روشن مى سازد ، تا هدايت شونده با آن روشنائى از مبدء حركت شروع ، و به مقصد منظور برسد . و آن قاعدهء كلَّى كه مى گويد : فاقد الشّىء لا يعطيه ( چيزى كه واقعيّتى را ندارد نمى تواند آنرا عطا كند ) < شعر > ذات نا يافته از هستى بخش كى تواند كه شود هستى بخش < / شعر > با كمال بداهت اثبات ميكند كه خداوند سبحان كه نور هدايت را براى حركت كائنات در مسير خود عطا مى فرمايد ، خود داراى آن نور است . ممكن است بنظر بعضى از متفكَّران چنين برسد كه ما در آسمانها و زمين ( همهء موجودات ) نورى به اضافهء روشنائىهاى فيزيكى نمى بينيم و اين روشنائىها معلول علل طبيعى خود بوده و چشمان ما هم بجهت داشتن ساختمان مخصوص به خود ، از آن روشنائىها استفاده مى كند . پاسخ اين سؤال روشن است ، زيرا اوّلا ما در جهان هستى هرگز عين قانون را نمى بينيم ، و آنچه را كه مى بينيم رويدادهاى مشابهى است كه موجب انتزاع قوانين در ذهن ما گشته و آنها را بعنوان مبانى مسائل در همهء علوم مورد بهره بردارى قرار مى دهيم ، با اين حال آيا مى توان گفت : چون ما قوانين را بطور محسوس نمى بينيم ، پس وجود ندارند .
بينائى ما در بارهء قوانين عبارتست از بينائى عقلى نه حسّى .
ثانيا - آيا شهود زيباييهاى محسوس در جهان هستى ، مانع از دريافت زيباييهاى معقول بوده است كه تا نور فيزيكى مانع شهود فروغ نور الهى بوده باشد زيبائى يك دسته گل هرگز نفى كنندهء زيبائى شب مهتاب نيست و آن دو زيبائى طرد كنندهء زيبائى آبشار نخواهند بود ، بهمين ترتيب اين زيباييها با زيبائى يك عمل رياضى كه قطعا محسوس نيست ناسازگار نمى باشند ، و همهء