ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٤ - آيا علم خداوندى به ذات خود از قانون تلازم تعيّن شيء با نفى خلاف تبعيّت مى كند
نويسندگان يا عوامل چاپى اختلالاتى وجود دارد كه آنها را طرح مى كنيم : ظاهرا شمارهء دوم كه پس از شمارهء اوّل آمده است ( و ما لا وزن له ) به اضافهء « و ليس بملموس و لا منظور إليه » بوده است ، زيرا روح چنانكه وزن ندارد ، قابل لمس و ديدن فيزيكى هم نيست ، در مقابل شمارهء اوّل كه هر سه خاصّيّت لمس ، قابليّت توزين و قابليّت ديدن را دارد ، كه شامل همهء اجسام فيزيكى ميباشد .
شمارهء سوم عبارت است از نمودهاى محض مانند انعكاسات آيينه اى كه قابل ديده شدن مى باشند ولى نه وزنى دارند و نه قابل لمس مى باشند و نه داراى حسّ و ذوق هستند . در شمارهء چهارم كه كلمهء « تقدير » بكار رفته است ، بنظر مى رسد كه بمعناى اندازه گيرى قانونى مخلوقات باشد كه خداوند در نهاد خود مخلوقات قرار داده است .
( وَالَّذِي قَدَّرَ ) [١] ( خداوندى كه مخلوقات را تقدير فرمود و هدايت نمود ) شمارهء پنجم اعراض و صور و ابعاد و شمارهء ششم اعمال و حركتها ( فعّاليّتها بطور عامّ ) كه اشياء را مى سازند و آنها را مورد عمل قرار مى دهند و از حالى بحال ديگر دگرگون مى نمايند . تبصره - در نسخهء مسند الإمام الرّضا ( ع ) بجاى تعملها ( تعلمها ) آمده است كه يقينا اشتباه است . امام عليه السّلام در تفسير شمارهء ششم نكتهء بسيار با اهمّيّتى را تذكَّر دادهاند كه بايد مورد توجّه دقيق قرار بگيرد . امام مى فرمايد : « اعمال و حركات فقط بمقدار زمان مورد نياز در پهنهء هستى تحقّق پيدا كرده و با پايان يافتن آن زمان ، وجود آن اعمال و حركات نيز منقرض مى گردد . » و اين يكى از اساسىترين مسائل حركت و تحوّل در پهنهء هستى است كه حكماء و فلاسفه نمى توانند از آن غفلت بورزند . هر كمترين
[١] . سورهء الأعلى آيهء ٣ .