ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٢ - آيا علم خداوندى به ذات خود از قانون تلازم تعيّن شيء با نفى خلاف تبعيّت مى كند
با اين قضيّه « ا ، ا است در حقيقت با دو قضيّه روبرو هستيم كه يكى از آن دو منطوق و صريح است كه همان » ا ، ا است « مى باشد و قضيّهء دوم مفهوم عقلانى است كه عبارتست از » ا ، ب نيست « از نتايج بسيار مهمّ اين قاعده نفى واقعيّت مردّد در عالم هستى است ، يعنى اين قضيّه كه واقعيّتى وجود دارد كه مردّد ما بين ا و ب مى باشد ، قطعا غلط است ، زيرا محتواى آن امكان ناپذير است [١] همين قاعده در » علم و معلوم « نيز جريان دارد . يعنى علم بيك شيء بدون تعيّن معلوم از آن شيء امكان پذير نيست ، چنانكه تحقّق وجودى هر شيء بدون تعيّن آن كه با تقرّر هويّت و نفى همهء » غير « ها حاصل مى گردد محال است .
همچنين تعيّن علمى هنگامى تحقّق پيدا مى كند كه همهء آنچه كه غير از آن شيء معلوم است نفى شود و هويّت خالص آن شيء براى علم برنهاده شود و معلوم تحصّل پيدا كند . پس از توضيح قاعده مى گوئيم : ممكن است منظور عمران صابى از سؤال مزبور « كه آيا خداوند متعال عالم به ذات خود بوده است » فهميدن چگونگى علم خداوندى به ذات خويشتن بوده است . با توجّه به قاعدهء مزبوره يعنى با فرض صحّت قاعدهء مزبوره ، آيا علم خداوندى ، به ذات خويشتن ، با اين مشكل روبرو نمى شود كه قرار گرفتن ذات پاك خداوندى بعنوان معلوم مستلزم تعيّن ذات در صقع علم الهى است و اين تعيّن مستلزم طرد و نفى هر چه غير آن ذات معلوم است مى باشد و براى چنين تعيّن علمى ( براى متعيّن شدن معلوم ) چنانكه گفتيم بايستى همهء اشيائى كه غير آن هويّت معلوم است نفى گردد ، لازمهء اين نفى فرض تحقّق اشيائى جز خداوند سبحان در ازل مى باشد و اين لازمه با آنچه كه امام فرمود : « خداوند سبحان از ازل با وحدت مطلقه بدون تقارن با وجود شيئى ديگر وجود داشته و براى ابد نيز چنين است » منافات دارد . امام در پاسخ عمران مى فرمايد : علم خداوندى به ذات اقدس خود ،
[١] . يكى از مسائل شگفت انگيز فلسفه همين است كه هم رئاليستها براى ردّ ايدآليسم به نفى واقعيّت مردّد استدلال مى كنند هم ايده آليستها براى ردّ رئاليسم