ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٩ - نوع سوم - تقسيم اقليمى فلسفه
انسان تلقّى كنيم » . [١] ٣ - زيگريد هونكه مى گويد : « ما تنها وارث يونان و روم نيستيم ، بلكه وارث جهان فكرى اسلام نيز مى باشيم كه بى شكّ مغرب زمين مديون آنست » [٢] ٤ - همين محقّق باز مى گويد : « عرب ( مسلمين ) با تجربهها و كاوشهاى علمى خود ، آن موادّ خام را كه از يونان گرفته بودند ، دگرگون ساخته ، وضع جديدى در علوم ايجاد كردند . در واقع عرب ( مسلمين ) بودند كه راه تجربه را در كاوشهاى علمى ابتكار كردند » . [٣] خلاصه با نظر همه جانبه در ساختمان طبيعى و مغزى و روحى انسانى و با نظر به جهانى كه انسانها در آن زندگى مى كنند ، هر مسأله اى كه بعلَّت بروز عوامل و شرايط معيّن براى قومى از انسان مطرح گردد ، با بروز همان عوامل و شرايط ، عين همان مسأله يا نظير آن براى اقوام ديگر نيز مطرح خواهد شد .
خواه آن مسائل ، صنعتى باشد و خواه علمى و خواه مربوط به جهان بينىها .
نهايت امر اين است كه خصوصيّات اقليمى و تاريخى و نژادى كه موجب حاكميّت فرهنگ خاصّى براى جامعه مى شود ممكن است مسائل طرح شده را رنگ آميزى نمايد و كيفيّت و نمودى خاصّ به آن مسائل ببخشد .
بنا بر اين ، هيچ دليل قاطعى براى تقسيم فلسفهء شرقى و غربى وجود ندارد لذا ، با ضرورى تلقّى كردن شرايط و ذهنيّات مغرب زمين ، كسانى در دوران معاصر در مشرق زمين وجود دارند - كه داراى تفكَّرات غربى هستند ، و بالعكس متفكَّرانى در مغرب زمين مانند و ايتهد ، هنرى برگسون ، گوته ، ويكتور هوگو تفكَّراتى آكنده از حقايق جهان بينى و انسان شناسى شرقى دارند .
[١] . همين مأخذ ص ٢١٨ .
[٢] . علم از ديدگاه اسلام ، تأليف اين جانب ص ١٦ .
[٣] . آفتاب عرب ( مسلمين ) بر غرب مى تابد - زيگريد هونكه ص ٤٠١ .