ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٨ - نوع سوم - تقسيم اقليمى فلسفه
اين فرهنگ علمى تدريجا به مغرب زمين سرايت مى كند و موجب بيدارى آنان مى گردد . اين خدمات حياتى علم كه مشرق زمين اسلامى براى مغرب زمين و ديگر اقوام و ملل انجام داده است بقدرى مسلَّم و بديهى است كه هيچ كس نمى تواند آنها را منكر شود . رجوع به مقدّمهء تاريخ علم جورج سارتن و علم در تاريخ جان برنال و كتاب « آفتاب عرب ( مسلمين ) به مغرب زمين مى تابد » ، زيگريد هونكه .
فقط بعنوان نمونه چند عبارت را از محقّقان مغرب زمين در تاريخ علم نقل مى كنيم : ١ - جان برنال مى گويد : « اسلام از همان آغاز دين دانش و سواد شمرده مى شد . . . بعلاوه ، شهرهاى اسلامى بر خلاف شهرهاى امپراطورى رم ، خود را از ما بقى جهان شرق منزوى نكرده بودند . اسلام محلّ التقاى دانش آسيائى و اروپائى بود . بالنّتيجه اختراعات كاملا جديدى صورت گرفت كه براى تكنولوژى يونانى و رومى ناشناخته يا دسترس ناپذير بود . از جمله مى توان مصنوعات فولادى ، كاغذ سازى ابريشمى و ظروف چينى لعابى را نام برد .
اين اختراعات بنوبت خود مبناى ترقّيات بيشترى شد كه موجب تحرّك غرب و تحقّق انقلاب قرن ١٧ و ١٨ را در اين ديار فراهم آورد » . [١] ٢ - باز همين محقّق عبارت بسيار جالبى را در بارهء سرگذشت علم چنين مى آورد : « در واقع اگر بنا مى بود فقط بتاريخ علم بپردازيم ، بسيار منطقىتر بود كه سراسر دورانى را كه از قرن هفتم ( قرن اوّل هجرى ) آغاز و به قرن چهاردهم ( قرن هفتم هجرى ) ختم مى شود صرف نظر از اختلاف زبانى كتابها سريانى ، فارسى ، هندى ، عربى يا لاتين ، فصل واحدى در ترقّيات فكرى و ذهنى
[١] . علم در تاريخ - جان برنال ج ١ ص ٢٠٦ ترجمهء آقاى اسدپورپيرانفر و آقاى كامران فانى .