الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٦ - ذكر در بيان احتجاج أبى ابراهيم موسى بن جعفر الكاظم صلوات الله عليه
الأرباب مستحسن و مستطاب بودى پس هر آينه ابليس را بعد از أمر به سجدهء آدم او را منع از اقدام آن مطلب و مرام نموده باشند و هر گاه آن عاصى آله بمنع ايزد معبود سجده آدم بواسطهء همين عذر ننمود پس بچه وجه آن مردود ناستود مستحقّ مذمّت و لعنت بود و حال آنكه حضرت واجب الوجود او را لعن فرمود .
از قول آن ولىّ ايزد أكبر بيّن و ظاهر شد كه خداى تعالى منع أحدى از برايا از مأمور ننمود و نخواهد نمود .
و امّا آنچه سؤال نمودى كه آيا خلَّاق العباد نهى خلقان از مطلب و مراد خود مينمايد يعنى چيزى كه ارادهء وقوع آن كند آيا بعد از آن نهى از آن فرمايد بدان كه اين فعل نيز از ربّ العزيز جايز نيست و اگر جايز و سزاوار بودى پس هر آينه در هنگامى كه ايزد علَّام نهى آدم عليه السّلام از أكل شجرهء منهيّه نمود لازم آيد كه در همان دم حضرت قادر عالم ارادهء أكل شجرنا محترم از حضرت آدم صلَّى الله عليه و آله و سلَّم نموده و اين أمر مبهم بعقل و فهم به غايت ناملتئم بلكه نامحرمست چه اگر مهيمن قادر معبود أمر آدم با ارادهء أكل او از آن شجرهء منهيّه مىنمود بىشبهه بر آدم نداى * ( وَعَصى آدَمُ رَبَّه فَغَوى ) * در جنّت المأوى نمىنمود ، و بر حضرت حقّسبحانه و تعالى جايز و روا نيست كه أمر بچيزى نمايد و ارادهء غير آن فرمايد .
و امّا آنچه سؤال نمودى كه آيا ربّ العزّه اعانت أعيان و أشخاص بريّت بر أمرى كه ارادت و مشيّت قادر منّان بر ايجاد و تكوين آن تعلَّق نگيرد نمايد اين اعانت از پروردگار جايز و سزاوار نيست و ذات حضرت عزّ و جلّ مقدّس أعزّ و أجلّ و أقدس است از آنكه اعانت و امداد أهل كفر و فساد بر قتل انبيا و