الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٧٢
مجاورت آن مقام نمودن و پيوسته بزيارت مشغول بودن و اگر از آنجا مسافرت به أماكن أصلى مواطن جبلَّى نمايند باز كرّة بعد اخرى معاودت به آن مشاهد مقدّسات و عتبات عاليات اگر ميسّر ايشان هر ساله بزيارت مىآيند و الَّا در سال دوّم بزيارت امام الامم مىآيند و فيوضات بسيار از آن مشاهد مشرّفات مييابند و از تسكينها التماس فتوحات مىنمايند و از بركات آن مكان از حضرت مجيب الدّعوات استدعاى حاجات و طلب انصرام مهمّات ميكنند و استدفاع بليّات و أذيّات در مظانّ اجابت دعوات مىنمايند و پيوسته طلب بذل أرزاق از حضرت مهيمن خلَّاق در آن مكان ميفرمايند :
و هر چند اين أحوال ظاهر و آشكار است و آن موجب اظهار معجزات و مفيض كرامات بهر أحدى از بريّات نيست زيرا كه اگر لازم بود هر آينه بايستى كسى كه اعتقاد او بائمّه بيشتر و اقرار او بآن أعيان ميسّر است احسان أئمّه بآن كس بيشتر باشد چه آن كس با ايشان موافق است نه مخالف و مساعد است نه معاند .
و در نزد أرباب حال محال است آنكه أئمّهء دين و هدات راه يقين اين أفعال پسنديده و أعمال ستوده از أنواع نيكوئيها كه از آن أعيان صادر و عيان گرديد بىشبهه و گمان يكى از آن بواسطهء أعراض دنيوى و دواعى اين جهانى بحيّز ظهور نرسيد زيرا كه مشتهيات دنيا و مستلذّات اين سرا در نزد آن أعيان موجود و عيان نيست بواسطهء عدم ثبات و دوام بلكه مفقود تامّ و معدوم بىسرانجام است و آن احسان و زيارت طوايف أنام بواسطهء تقيّه و استصلاح كار مردمان بىشائبه و گمان نيست .
يعنى : تقيّهء امّت در ايشان است در امامان است نه از ايشان يعنى بر