الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١١٣ - ذكر بيان احتجاج أبى الحسن الرّضا عليه صلوات ربّ الأرض و السّماء بر أهل كتاب ايزد تعالى از أصناف يهود و مجوس و نصارى و أهل زبور و صابى و غير ايشان و الزام اين جماعت بتوفيق ايزد منّان
نصارى بنزد علماى ايشان مجتمع گشتند و گفتند كه : عيسى روح الله مقتول گرديد و انجيل از ما مفقود و ناپيدا شده شما علماء و أرباب فضل و ذكائيد در اين باب فكر برجا نمائيد پس بايد كه آنچه در پيش شما از آن كتاب مستطاب ملك الوهّاب باشد براى ما بيان نمائيد .
لوقا و مرقانوس كه : أعلم علماى نصارى بودند گفتند : كه انجيل ايزد علَّام تبارك و تعالى در سينههاى ماست و براى شما آن را سفر در هر أحد اخراج نموده بشما رسانيم بشرط آنكه شما خيانت در آن ننمائيد و كنائس كه معبد حقّ تعالى و تقدّس است آن را خالى نگذاريد .
بدرستى كه ما بر شما هر أحد سفر سفر آن را تلاوت نمائيم تا آنكه تمامى و همگى آن را جمع نمائيم .
بعد از آن حضرت امام الانس و الجانّ أبو الحسن الرّضا عليه السّلام - فرمود كه : اى جاثليق بدان كه لوقا و مرقانوس و يوحنّا و متّى براى شما نصارى وضع اين انجيل بعد از آنكه انجيل أوّل را مفقود نموديد فرمودند و اين جماعت أوّليه شاگردان شاگردان اوّليناند ، آيا تو اى جاثليق اين مقدّمه بيقين و تحقيق ميدانيد ؟
جاثليق گفت : من تا حال مطَّلع و مخبر برين أحوال نبودم الحال از فواضل علم و حال و از مزاياى فضل و كمال تو كه حقيقت اين كمال أمر بر من مبيّن و مبرهن گردانيدى واضح و روشن گرديد و اين از بسيارى علم شما - بانجيل واجب الوجود تعالى و تبارك كه از لسان مبارك شما استماع نموديم فرا گرفتيم و الَّا قبل ازين ما را بهيچ گونه تحقيق و يقين أصلا علم كما ينبغى و يليق بر حقايق اين نبود ليكن الحال آنچه از شما شنيدم دل من شهادت بر