الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٩٥ - ذكر بيان احتجاج أبى الحسن الرّضا عليه صلوات ربّ الأرض و السّماء بر أهل كتاب ايزد تعالى از أصناف يهود و مجوس و نصارى و أهل زبور و صابى و غير ايشان و الزام اين جماعت بتوفيق ايزد منّان
حضرت أبو الحسن الرّضا عليه السّلام بيا سر فرمود كه : سلام ما بايشان برسانيد و بگوئيد كه اراده و مطلب شما را دانستيم على الصّباح ان شاء الله به نزد شما خواهيم بود .
از حسن بن النّوفلى مرويست كه چون يا سر بواسطهء تبليغ سلام و پيام آن سرور از مجلس بدر رفت آن حضرت بجانب ما ملتفت گرديد و گفت : يا نوفلى تو از أهل عراقى بيشتر رقّة عراقى أصلا غليظ نيست آنچه در پيش تست ابن عمّم همگى و تمامى آنچه بر ما جمع نمود براى چيست ؟ يعنى أهل شرك ، و أصحاب مقالات و بدعت را ؟
من گفتم : فداى تو گردم اراده و امتحان شما در فضل و حال معرفت و كمال دارد و بسيار بسيار خاطرش مصمّم است در آنكه بداند و بشناسد كه حالت شما در چه مرتبه است .
آن حضرت گفت : و الله كه بناء او بر أساس غير وثيق البنيانست و بخداى عالم قسم است كه بناء او بسيار بسيار بد بنيان است .
پس آنگاه آن ولىّ الله فرمود : كه يا نوفلى بناء او در اين باب كدام است ؟
گفتم : يا بن رسول الله بدرستى كه أصحاب كلام و بدع خلاف علماء أهل شرعند و اين بواسطهء آنست كه عالم منكر نگردد الَّا أمر منكر را و أصحاب مقالات و كلام يعنى متكلَّمون و أهل شرك أصحاب انكارند چنانچه اگر بر آن طوايف حجّت آريد بر آنكه خداى تعالى يكيست گويند كه تصحيح وحدانيّت حضرت الوهيّت نمائيد .
و اگر گويند كه حضرت محمّد رسول و فرستاده ايزد تعالى است آن طوايف