الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢ - ذكر در بيان احتجاج أبى ابراهيم موسى بن جعفر الكاظم صلوات الله عليه
حضرت امام الأعلم عليه السّلام فرمود كه : قاتله الله ، خداى تبارك و تعالى او را مقتول گرداند آيا او نميداند كه جسم محدود است و قبول قسمت در أبعاد ثلاثه مينمايد و كلام غير متكلَّم است .
معاذ الله مرا پناه بحضرت آله و ابراء بسوى واجب تعالى است از أمثال اين قول بىهمال زيرا كه قادر عالم جسم و صورت وى اسم و صاحب تحديد و رسم نيست و جميع مخلوقات و همگنان در نزد ذات حضرت خالق البريّات در خلقت و ايجاد بالسّويه است و ايجاد ممكنات و اختراع مخلوقات منوط اراده مربوط بمشيّت ايزد علَّامست بغير تردّد در نفس كلام و بدون استنطاق بلسان در حصول مطالب و مرام .
و يعقوب بن جعفر رضى الله عنه از حضرت امام الأنام أبى ابراهيم - موسى بن جعفر الكاظم عليه السّلام روايت كند كه آن حضرت عليه السّلام فرمود كه : ما نمىگوئيم كه حضرت سميع عليم قايم بمحلّ و مقيم است تا آنكه او را زايل از مكان گردانيم و نيز نميگوئيم كه ما حضرت واجب تعالى را در اين مكان خاصّ ميستائيم و نيز قائل بحدّ ايزد أحد نگرديم و او را تحديد و توصيف ننمائيم به آنكه متحرّكيست در شىء از أشياء أركان و جوارح و نيز تعريف و تحديد او به لفظ مشتقّ بشقّ از دهان بود ننمائيم ليكن توصيف ذات او بقدرت و كمال به قول او بدين منوال كه * ( إِنَّما أَمْرُه إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَه كُنْ فَيَكُونُ ) * .
يعنى : أمر و حكم حضرت قادر عالم بنوعى است كه چون ارادهء تكوين و ايجاد چيزى نمايد بمجرّد اراده و مشيّت آن بغير تردّد در نفس حضرت فرد صمد به هستى و وجود پيوند دو محتاج بشريك كه ذكر حقايق ملك و اصلاح أبواب علم و درك براى حضرت ايزد تعالى نمايد نيست زيرا كه حضرت واهب