الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٢٨ - ذكر بيان احتجاج أبى الحسن الرّضا عليه صلوات ربّ الأرض و السّماء بر أهل كتاب ايزد تعالى از أصناف يهود و مجوس و نصارى و أهل زبور و صابى و غير ايشان و الزام اين جماعت بتوفيق ايزد منّان
ميسّر و ممكن نباشد و در خلق خلايق حضرت واهب خالق را بواسطهء نفس - أقدس او رويّت زيادت و نقصان بىشائبه گمان نبود يا عمران تعقّل اين سخنان كما ينبغى و يليق نمائى .
عمران گفت : نعم و الله يا سيّدى در اين مرام فكر تمام نمايم .
پس آنگاه آن ولىّ الله فرمود كه : يا عمران اگر حضرت ايزد خالق را به واسطهء حاجت خود خلق مىنمود هر آينه خلقت خلايق نبود الَّا براى استعانة از ايشان براى حاجت امور ضروريّه مقتضيه آن و هر گاه چنين مىبود لايق و سزاوار بود كه حضرت قادر معبود أضعاف ما خلق ايجاد مىنمود زيرا كه أعوان و أنصار هر چند بيشتر صاحب ايشان قويتر خواهد بود .
عمران الصّابى گفت : كه يا سيّدى راست گفتى .
بعد از آن فيما بين ايشان سؤال و جواب فراوان گذشت و چون سؤال و جواب ميان امام الأتقياء أبى الحسن الرّضا عليه التّحيّة و الثّناء و ميان عمران الصّابى بطول انجاميد و آن حضرت عليه السّلام الصّابى را ملزم گردانيد و در أكثر مسايل عمران بقول آن امام الانس و الجانّ قائل گرديد و مقدّمه قيل و قال در نزاع و جدال بجائى رسيد كه عمران در آن مكان و محالّ گفت : كه اى أعلم مردمان من گواهى ميدهم كه حضرت مهيمن سبحان بر همان صنعت است كه شما بيان و عيان نموديد ليكن يا سيّدى مرا يك مسأله باقيست .
حضرت فرمود كه : هر چه خواهى بپرس .
عمران الصّابى گفت : كه يا سيّدى من ترا سؤال از حكيم على الاطلاق مينمايم كه او در چه چيز و بر چه نوعست آيا هيچ محيط بحضرت عزيز است ، و خداى عزّ و جلّ از شىء به شىء ديگر متحوّل ميگردد و آيا ربّ العزت را بهيچ