الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٨٧ - جواب احتجاج امام على بن موسى الرضا ع از سؤالات ابراهيم بن ابى محمود
و لطف بىغايت خود از آن كفرهء تيره مآل مينمايد و آن مشت خاكسار را باختيار ايشان ميگذارد .
ابراهيم رضى الله عنه فرمايد كه : من بعد از آن از آن ولىّ حضرت لم يزل از قول عزّ و جلّ * ( خَتَمَ الله عَلى قُلُوبِهِمْ وَعَلى سَمْعِهِمْ ) * الآيه سؤال نمودم .
آن امام الانس و الجانّ فرمود كه : ختم عبارت از طبع و مهر قلوب كافران است از براى عقوبت كفر ايشان چنانچه عزّ و جلّ در محلّ ديگر خبر بحضرت خاتم الرّسل ميدهد كه * ( بَلْ طَبَعَ الله عَلَيْها بِكُفْرِهِمْ فَلا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا ) * .
و نيز از آن سرور سؤال نمودم كه آيا ايزد أكبر بندگان خود را بر معاصى مضطرّ و مجبر ميگرداند بنوعى كه بنده را در ترك آن أصلا قدرت و اختيار نماند آن حضرت عليه السّلام فرمود نه بلكه ربّ العزّت از روى احسان و مرحمت بنده را مخيّر گرداند و مهلت دهد تا توبه و رجعت بواهب بىمنّت نمايند .
گفتم : يا ابن رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم قادر خلَّاق تكليف عباد و خلق خود بأمر ما لا يطاق مينمايد .
آن ولىّ الخالق و الخلائق بالاستحقاق فرمود كه : از حضرت ايزد مجيد أمثال اين أمر غير سديد چون ظاهر و پديد گردد كه در كلام حميد ميفرمايد كه : * ( وَما رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ ) * .
بعد از آن مرشد و هادى انس و جان فرمود كه : يا فلان حكايت كرد پدر بزرگوارم بواسطهء من يعنى موسى بن جعفر از پدرش جعفر بن محمّد الصّادق عليهما السّلام نقل نمود كه آن سرور فرمود كه : اگر كسى را زعم و گمان چنان بود كه قادر سبحان جبر بندگان خود بفعل معاصى و أمر شاقّ و تكليف ايشان بما لا يطاق نمايد شما بعد از اطَّلاع بأحوال او أكل ذبيحهء او ننمائيد و