الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٤٦ - احتجاج امام على بن موسى الرضا ع بر مأمون خليفه عباسى
و الثّناء ميفرمايد : * ( وَلَمَّا جاءَ مُوسى لِمِيقاتِنا وَكَلَّمَه رَبُّه قالَ رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ قالَ لَنْ تَرانِي ) * الآيه . . . .
يا أبا الحسن عليه السّلام چگونه جايز و رخصت بود كه كليم الله تعالى موسى بن عمران عليه سلام الملك المنّان عالم و عارف بآن نباشد كه رؤيت قادر سبحان جايز و عيان نيست تا سؤال از آن نمايد ؟
حضرت امام الرّضا عليه السّلام فرمود كه : موسى كليم الله عالم بود بر آنكه عزّ و جلّ مختار مرئى و مشاهد بأبصار هيچ آفريدگان نگردد ليكن در هنگامى كه قادر عالم آن حضرت را مقرّب گردانيده برگزيد تكلَّم نمود آن كليم الله بعد از مراجعت از ميقاتگاه قوم را بحقيقت مناجات و قرب و تكلَّم حضرت آله با او آگاه گردانيد قوم بيكبار گفتند :
* ( لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى ) * نسمع كلام الله .
* يا موسى ما ايمان بشما نمىآريم تا آنكه كلام مهيمن علَّام را چنانچه شما شنيديد ما نيز بشنويم و آن قوم در آن وقت به كثرت تعداد نفس هفتصد هزار كس بودند .
موسى عليه السّلام از آن طوايف بنى اسرائيل هفتاد هزار نفس براى ميقات واجب تعالى و تقدّس اختيار باز در ميان ايشان هفت هزار برگزيد باز از اين جماعت هفتصد كس اختيار نمود .
پس از آن موسى بن عمران هفتاد مرد كه باتّفاق بنى اسرائيل بهترين ايشان بودند بواسطهء ميقات پروردگار منّان برگزيده باتّفاق آن طايفه بيرون رفته بطور سينا رفتند چون بآن محلّ و مكان رسيدند آن نبىّ مرسل به حكم عزّ و جلّ تمامى آن جماعت را در دامن آن جبل گذاشته فردا وحيدا ببالاى كوه طور تصاعد نمود و از حضرت عزّ و جلّ سؤال و استدعا فرمود كه : با او تكلَّم نمايد و