الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٢٥ - ذكر بيان احتجاج أبى الحسن الرّضا عليه صلوات ربّ الأرض و السّماء بر أهل كتاب ايزد تعالى از أصناف يهود و مجوس و نصارى و أهل زبور و صابى و غير ايشان و الزام اين جماعت بتوفيق ايزد منّان
از پيشينيان نديديم و نشنيديم امّا آنقدر است كه اين أخبار أسلاف ماست كه از آنها بما رسيد كه آن نبىّ بر ما حلال گردانيد چيزى را كه غير او هيچ كس آن را بما حلال نگردانيد پس ما تابع او شديم .
حضرت أبى الحسن الرّضا عليه السّلام فرمود كه : آيا نه آنچه از أخبار زردشت بشما رسيد تابع آن شديد ؟
هربذ گفت : بلى حضرت أبى الحسن الرّضا عليه السّلام فرمود كه : همچنين است حال ساير امم سالفه كه أخبار بآنچه از أنبياى ذو الاقتدار و رسل عالى مقدار به ايشان رسيد به آن عمل نمودند و آنچه حضرت موسى بن عمران و عيسى بن مريم بنت عمران و محمّد بن عبد الله عليهم السّلام الله المنّان از نزد قادر سبحان بخلقان آوردند و أكثر طوايف امم اطاعت آن رسل مهيمن عالم نمودند الَّا شما مجوس عذر شما در ترك اقرار باين پيغمبران عاليشأن ، و متابعت ايشان چيست بيان نمائيد كه چرا بر زردشت پيشتر بأخبار متواتره كه از او بشما رسيده كه او بآيات و علامات زبان خود بر أسلاف شما آمده كه غير او اتيان بمثل آن ننمودند و شما بمجرّد شنيدن آن قبول دين زردشت نموديد و دين رسل و أنبياء و قريب العهد بآباى شما بلكه بشما بودند قبول ننموديد ؟
هربذ أكبر چون جواب معتبر بر اعتراض آن ولىّ ايزد داور نداشت مبهوت و منقطع گرديده در مكان خود ماند و بعد هذا أصلا بهيچ حرف لا و نعم نطق و بيان نراند .
و چون آن ولىّ قادر بيچون آن سه كافر مدبر را بالزام ساكت و زبون گردانيد از حضّار آن مجلس و مكان از متكلَّمان و طوايف امم و مدّعيان فضل و