الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٥٧ - ذكر بيان احتجاج شيخ السّديد أبى عبد الله المفيد محمّد ابن محمّد بن النّعمان رضى الله عنه
لا تحزن اين حزن وبال أبى بكر و نقص است بر او البتّه و دليل بر خطاى او است زيرا كه قول خداى تعالى لا تحزن نهى است از آنچه در خاطر او مستتر است از حزن و صورت نهى لا تفعل است .
يعنى : اى أبو بكر بايد كه حزن را در ضمير خود مستتر نگردانى و در خاطر آن أمر مخفى را مضمر و مستتر ندارى ، پس حال خالى از آن نيست كه آن حزن كه به ابو بكر بود طاعت بود و يا معصيت اگر طاعت بودى حضرت نبىّ الرّحمه هرگز أحدى را از آن نهى و زجر ننمودى بلكه سيّد الأنام پيوسته و مدام تكليف و أمر جميع أنام بطاعت و عبادت ملك العلَّام نمودى .
چنانچه آن سرور يا أوصياى اثنا عشر هميشه خلايق را بحكم ربّ غفور به طاعت و بندگى مأمور ميگردانيدند .
و اگر حزن أبى بكر معصيت بود پس حضرت نبىّ الأقدس أبو بكر را از آن فعل عصيان ناستود نهى و زجر فرمود پس اين آيه كلام مهيمن سبحان نصّ صريح است بر عصيان أبى بكر و تمرّد و طغيان ايشان از أمر و حكم رحيم الرّحمن لهذا رسول آخر الزّمان عليه سلام الله الملك السّلطان او را نهى از آن فرمود .
امّا قول تو در باب آنكه حضرت رسالتمآب باو خطاب مستطاب نمود كه * ( إِنَّ الله مَعَنا ) * ، بدرستى و راستى كه رسول ايزد غنىّ عليه سلام الله تعالى خبر داد كه خداى تعالى و تقدّس با آن رسول مقدّس است و تعبير رسول بشير از نفس أقدس خود بلفظ جمع * ( إِنَّ الله مَعَنا ) * فرمود .
و در اين باب رسالتمآب اقتداء و اقتفاء بكلام ملك العلَّام نمود در آن آيه كه خالق الكاف و النّون * ( إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَه لَحافِظُونَ ) * برسول متعال