الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٠ - احتجاج امام موسى كاظم ع بر مرد مؤمن در ظن به برادرى كه تقيه نمود
امام موسى عليه السّلام فرمود چرا .
أبو يوسف گفت : در شرع حضرت محمّد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم چنين آمد .
حضرت امام المؤتمن أبو الحسن عليه السّلام فرمود كه : اين نيز مثل آن است .
در آن حال مهدى گفت : يا أبا يوسف ترا نمىبينم كه در مباحثه و مكالمه با موسى الكاظم كارى توانى ساخت و با او بجدال پرداخت .
أبو يوسف گفت : يا أمير المؤمنين موسى الكاظم مرا بدليل و حجّة انداخت ساكت شدم .
و از حضرت أبو محمّد الحسن العسكرى عليه السّلام منقول و مرويست كه شخصى از خواصّ شيعه در مجلس حضرت موسى بن جعفر ( ع ) حاضر شد با كمال اضطرار و بنوعى ميلرزيد كه گويا مرتعش است چون امام الاكرم حال آن مؤمن مكرّم را بغايت نامنتظم ديد مجلس از أغيار خالى ساخت و تفحّص أحوال او پرداخت و از او وجه ارتعاش پرسيد .
گفت : يا بن رسول الله ( ص ) مرا هيچ گونه خوف و اشتباه نماند در آنكه فلان بن فلان در اظهار اعتقاد وصيّت و امامت تو كاذب است زيرا كه نفاق شقاق آن شقى منافق بر من مانند صبح صادق ظاهر و عيان گرديد .
حضرت موسى عليه صلوات الله تعالى فرمود كه : حقيقت اين أمر چگونه بود ؟
آن مؤمن گفت : يا ولىّ ايزد معبود امروز من بآن تيره روز داخل و حاضر مجلس فلان گشتيم و در پيش آن مرد شخصى از أكابر أهل بغداد حاضر بود