الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٢٤ - نامه امام هادى ع بر اهل اهواز در جواب جبر و تفويض
و عقاب فرمايد و كذب و ظلم مرد و منافى عدل و حكمت ايزد عالمست تعالى الله عمّا يقول المجبّره علوّا كبيرا .
بعد از آن حضرت امام العالم عليه السّلام و التّحيّة بعد از كلام طويل فرمود و امّا تفويض كه حضرت جعفر الصّادق عليه السّلام ابطال آن كرد و كسى كه آن را دين و اعتقاد و آئين خود گرداند و او را خاطى عاصى شمرد پس آن مناط به قول قايل است كه گويد : حضرت عزّ و جلّ تفويض أمر نمود بسوى عباد و اختيار أمر و نهى بايشان داد و همگى أنام را مهمل و بر فساد گذاشت .
آنگاه آن ولىّ الله فرمود كه در اينجا كلام دقيق رشيق أنيق حقيق است كه بغير أئمّه المهديه از عترت سيّد البريّه أحدى بغور و دقّت آن نتواند رسيد بلكه پيرامون آن كلام صدق التيام نميتوانند گرديد و ليكن أئمّه عليهم السّلام فرمودند كه : حضرت متعال تفويض أمر بعباد بر جهت اهمال نمايد هر آينه فساد لازم آيد كه حضرت ايزد بارى تعالى راضى باشد بهر فعل و شغل و كار و عمل كه بندگان اختيار آن نمايند و بآن عمل مستوجب ثواب از عزّ و جلّ گردند و أصلا در ارتكاب خطيئت او را آزار مشقّت نباشد و هر گاه اهمال از حضرت واحد متعال نسبت بآن بنده بىسعادت و اقبال واقع شده باشد ، پس آن بنده مستوجب عقاب از عزيز وهّاب نگردد و اين مقالت بر حسب عقل و رويّت منصرف گردد بر دو معنى .
اوّل آنكه بندگان مستولى و متظاهر بر حضرت قادر سبحان باشند پس الزام ايزد علَّام نمايند كه قبول اختيار ايشان با رأى خلقان فرمايد بمعنى آنكه بنده را چندان قدرت بود كه الزام خداى تعالى كند كه او را برأى و اختيار او گذارد و اين أمر بالبداهة و اليقين مستكره و مستهجن جميع مخلوقين است يا