الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٠٤ - احتجاج امام جواد ع بر يحيى بن أكثم در حضور مأمون و عباسيان
خواصّ أصحاب را بآن غاليه خضاب كردند .
بعد از آن بسراى عامّه آن كشتى را كشيدند و از آن غاليه سكنهء آن محال را مطيّب و خشبوى گردانيدند .
پس آنگاه سفره كشيدند و مائده گذاشتند جميع مردمان از خواصّ ، و عوام از آن طعام تناول نمودند و هر چه خواستند از آن برداشتند و بعد از آن جوايز و عطايا بخلق الله تعالى بقدر مراتب ايشان از خزانهء مأمون بيرون آمده بطوايف امم از پيش و كم بهمه مردم رسيد و خلايق متفرّق شدند و از خاصّهء ايشان كسى كه سزاوار و لايق آن محفل بود باقى ماند .
در آن هنگام مأمون بحضرت أبى جعفر عليه السّلام گفت : جعلت فداك اگر وقت بيند و صلاح دانند ذكر فقه در امور مفصّله از وجوه قتل صيد محرم از روى احسان و كرم بيان نمائى تا استفاده آن از شما نموده بحقايق وجوه آن صيد محرم واقف و عالم گرديم .
أبو جعفر عليه السّلام بعد از استماع اين كلام فرمود نعم يا أمير المؤمنين هر گاه محرم قتل صيد در حلّ نمايد و آن صيد از كبار ذوات الطَّير بود بر او گوسفند لازم است .
و اگر محرم اين كار در حرم كند بر او جزا مضاعف آن شاتست يعنى : دو گوسفند لازم است .
و اگر صيد تخم در حلّ گذاشته بود و محرم قتل آن نمايد بر او كفّارهء برّه كه از شير مانده باشد لازم است .
و اگر صيد تخم در حرم گذاشته بود و محرم قتل نمايد كفّاره بر محرم برّه و قيمت فرخست .