الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٣٤ - احتجاج امام على بن موسى الرضا ع بر مأمون خليفه عباسى
نيست و نهى از أكل آن درخت ننمود * ( إِلَّا أَنْ تَكُونا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونا مِنَ الْخالِدِينَ ) * و بعد از آن قرب شروع در قسم كذب نمود چنانچه فرمود كه : * ( وَقاسَمَهُما إِنِّي لَكُما لَمِنَ النَّاصِحِينَ ) * .
خلاصهء معنى كلام حضرت مهيمن علَّام آنكه شيطان بآدم و حوّا گفت چون شما از اين درخت تناول كنيد دو ملك يا هر دو مخلَّد در جنّت خواهيد بود و حضرت قادر أحد خلود و أبود شما را در جنّت نمىخواهد لهذا شما را از أكل اين شجرة الخلد ممنوع و منزجر گردانيد ، بعد از آن شيطان بر صدق قول و بيان خود قسم ياد نمود كه من براى شما ناصح أمين و خير خواه يوم الدّينم .
چون آدم و حوّا پيشتر از آن نديده بودند كه گواهى كسى بنا حقّ دهد و بر طبق قول دروغ خود قسم ياد كند كه من محقّم * ( فَدَلَّاهُما بِغُرُورٍ ) * ، پس به دلالت مؤكَّده بحلف و يمين شيطان لعين بربّ العالمين آدم و حوّا موثّق گشته او را در آن قول صادق پنداشته و قسم و نصيحت او را بحساب برداشتند * ( فَأَكَلا مِنْها ) * از آن درخت تناول كردند و اين عمل از حضرت أبو البشر قبل از استسعاد آن سرور برتبهء جليل القدر نبوّت سانح و صادر گرديد و اين فعل از آن پسنديدهء عزّ و جلّ گناه كبيره نبود كه آن مسجود له ملايكه ايزد غفّار كه مستحقّ دخول نار گردد .
يا مأمون اگر چه خداى تعالى فرمود كه : * ( وَعَصى آدَمُ رَبَّه فَغَوى ) * ، ليكن حضرت واجب الوجود بعد از آن فرمود كه : * ( ثُمَّ اجْتَباه رَبُّه فَتابَ عَلَيْه وَهَدى ) * و در محلّ ديگر حضرت عزّ و جلّ ميفرمايد كه : * ( إِنَّ الله اصْطَفى آدَمَ وَنُوحاً وَآلَ إِبْراهِيمَ وَآلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ ) * .