الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٦٩
پس بدرستى كه اين كتاب مبنى بر صحّت اين أصل ممكن است كه ما بر استدلال بر وجوب معرفت أئمّه عليهم السّلام باجماع امّت محمّد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم نمائيم و آن را اضافه بر اجماع اماميّه گردانيم .
زيرا كه جميع أصحاب شافعى بر آن رفتهاند كه صلوات بر آل پيغمبر صلوات الله عليه در تشهّد أخير واجب و ركن و أركان نماز است و اگر مصلَّى اخلال به صلوات آل رسول ايزد متعال نمايند نماز او صحيح نيست و أكثر شافعيّه ميگويند كه صلوات در اين تشهّد بر آل نبىّ در وجوب و لزوم توقّف صحّت نماز بر او مثل صلوات بر حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله و سلَّم است و باقى از شافعيّه و غير ايشان بر آن رفتهاند كه صلوات بر رسول ذو الجلال سنّت است نه واجب پس بنا بر قول أوّل بهر كه نماز كند و بندگى و نياز مهيمن كار ساز بجاى آرد و بر او واجب است شناختن آل رسول آخر الزّمان چه صلوات فرستادن بآن أعيان فرع معرفت ايشان است و آنكه باستحباب صلوات بر آل رسول حضرت واهب لا يزال رفته .
پس آن صلوات از جملهء عبادت است هر چه مسنون و مستحبّ باشد و تعبّد در آن مقتضى تعبّد بما لا يتمّ الَّا به از معرفت آل است .
و از غير أصحاب شافعى هيچ كس منكر استحباب صلوات در تشهّد نماز بر رسول ايزد بىنياز و بر آل ايشان عليهم صلوات الملك المنّان نيست هيچ شبهه باقى نميماند براى آنكه معرفت تمام كمال أئمّة المعصومين عليهم - السّلام پيدا كند و بداند كه آن أعيان أفضل از جميع مردمان و أجلّ و أعلم ايشان است بر آن عارف دانا ظاهر و هويدا گردد كه أئمّهء دين لحظهء غافل و ساهى از ذكر حضرت ربّ العالمين نبودند و پيوسته در ذكر ايزد أكبر بودند و أكرم