الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٣٢١ - ايضا توقيع ديگر از جواب نامه و مسائل حميرى ره
ديگر متزوّج نگردد و متعه نكند و كنيز نيز نگاه ندارد .
خلاصه آنكه بر سر زوجهاش زن ديگر نيارد و نوزده سال بر همين قول و شرط باقى ماند و بعد از آن از أهل خود غايب گردد و چند ماه در غيبت بر او گذرد و در آنجا نيز متمتّع نگردد و نفس او حركت نكند و ميل تزويج ننمايد يا آنكه بواسطهء رفاقت جمعى با او در آن سفر از فرزند و غلام و وكيل و برادر ما بواسطهء حضور جمع ديگر كه عزّت و اعتبار او در نظر آن جماعت كم گردد و واجب باشد بر او بواسطهء نذر يا عهد و محبّت بر أهل خود و ميل بسوى او و صيانت از براى زن و از براى نفس خود نه از براى تحريم متعه بل بدين خداى عزّ و جلّ ترك آن عمل نمايد آيا در ترك متعه او را وزر و اثم هست يا نه ؟
جواب : مستحبّ است بر آن مرد كه اطاعت حضرت ربّ العزّت در أمر متعه نمايد تا زايل شود از او خلاف كه آن در معصيت است و مرتكب متعه شود اگر در مدّت عمر يك مرتبه باشد .
و در كتاب ديگر كه بجهت محمّد بن عبد الله الحميرى رحمه الله ، به حضرت صاحب الزّمان صلوات الله عليه در باب تحقيق مسائل قلمى نمود آنچه آن حضرت در جواب مسائل او در سنهء سبع و ثلاثمائة مكتوب و مرقوم نمود اينست .
امّا سؤال از محرم آيا او را جايز است كه مئزر خود را از پسى پشت خود بر عقب خود بدر آرد و هر دو طرف مئزر را بسوى حقوى خود مرفوع گرداند و طرفى را بخاصره خود جمع گرداند و به بندد و طرف آخر مئزر از ما بين پايهاى خود بيرون آرد و رفع هر دو طرف بخاصرهء خود نمايد و هر دو طرف مئزر را بوركين خود مرد محرم مستحكم گرداند و محكم بندد و اين مثل سراويل ستر آنچه باشد