الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٢٧ - نامه امام هادى ع بر اهل اهواز در جواب جبر و تفويض
كراهيّت دارد نهى از آن نمايد و از اقدام أمر مثوبت رساند و از نهى عقوبت فرمايد بواسطهء آن استطاعت به بندگان خود عنايت فرمود تا متابع أمر ايزد أكبر گردند و اجتناب و ارتكاب معاصى او نمايند زيرا كه او عادل است و انصاف و حكومت از ايزد جبّار و او بالغ حجّت باعذار و انذار است و اختيار به حضرت كريم السّتّار است از بندگان حضرت خود هر كرا خواهد برگزيده او را مبعوث بخلايق جنّ و انس گردانيد .
و اگر حضرت ايزد داور تفويض امور خود بعباد نمايد هر آينه جايز باشد كه قريش اختيار اميّة بن أبى الصّلت و أبى مسعود الثّقفى نمايند چه باعتقاد خود ايشان اين دو نفر را أفضل از محمّد ميدانستند چنانچه ميگفتند كه : * ( لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ ) * آن طايفه از اين كلام آن دو كس را خواستند چنانچه حقايق تفسير اين آيه در بيان احتجاج سيّد المرسلين صلَّى الله عليه و آله و سلَّم عليهم أجمعين بر منافقين تحرير يافت .
و در خبر آمده كه عباية بن ربعى چون از حضرت أمير المؤمنين على ( ع ) سؤال از استطاعت نمود آن حضرت عليه السّلام فرمود كه : آيا خلايق مالك - استطاعت و قادر بأفعال طاعت بدون ربّ العزّتاند يا بشفقت مرحمت حضرت واهب العطيّه و بامداد و معاونت او اقدام بر طاعت و عبادت نمايند ؟
عباية ساكت گرديد .
در آن حال آن ولىّ ايزد متعال فرمود كه بگوى يا عباية .
عباية گفت : من چه گويم تا شما به سعادت و اقبال حاضر باشيد أمثال ما مردم را ياراى كلام در اين محلّ و مقام نيست يا أمير المؤمنين علىّ .
آن حضرت عليه السّلام فرمود كه تو مالك استطاعت بطاعت بوسيلهء عنايت