الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٦ - احتجاج امام موسى كاظم ع بر هارون الرشيد در روضه نبى اكرم ص
فضل آورده گفت : اين زر بخدمت موسى بن جعفر ببر بگوى كه أمير المؤمنين بخدمت شما معروض ميدارد كه ما در اين وقت در ضيق و عسرت معاش - ميگذرانيم ان شاء الله تعالى همين كه جز اين زر از ولايت و مصر برسد البتّه حصّه در سدّ شما بزودى بشما رسد .
من در آن زمان در پيش روى ايشان برخاستم و گفتم يا أمير المؤمنين شما أبناء مهاجر و أنصار و ساير قريش و بنى هاشم غير ذى اعسار و كسى را كه حسب و نسب او را نميدانيد بلكه نمىشناسيد كه از كدام ولايت و ديار است پنج هزار ريال اعطاء و احسان مينمائيد و موسى بن جعفر كه تعظيم و اجلال او از همه كس بيشتر نموديد دويست دينار كه أخسّ عطيّت تو از عطايائى كه بساير النّاس نمودى بموسى بن جعفر احسان و اعطا فرمودى اين عطيّه نه سزاوار از تو و نه درخور اوست .
پدرم گفت : اسكت لا امّ لك مادرت مباد ساكت شويد بدرستى كه اگر من زياده باو اعطا و احسان نمايم كه ضامن او مىشود از آنچه من ايمن از او نيستم كه فردا بروى من صد هزار شمشير از شيعيان و مواليان او برسد ، و فقراء أهل بيت او بر من زنند .
اى پسر در هنگام بسط ايادى داعين ايشان سلامتى براى من و تو آسان نيست .
( از شخصى معتبر منقول و مشتهر است كه چون هرون الرّشيد داخل مدينهء با سكينه گرديد متوجّه زيارت نبىّ الرّحمه شد و در آن وقت قبايل أعراب نيز بواسطهء ادراك ملاقات هرون از أطراف و أكناف بمدينه خلاصهء و زبدهء أولاد عبد مناف بلكه در روضه و مطاف او حاضر شدند در آن أثر هرون الرّشيد