الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٢٤ - ذكر بيان احتجاج أبى الحسن الرّضا عليه صلوات ربّ الأرض و السّماء بر أهل كتاب ايزد تعالى از أصناف يهود و مجوس و نصارى و أهل زبور و صابى و غير ايشان و الزام اين جماعت بتوفيق ايزد منّان
جميع ما جاء به از أحكام شرايع اسلام و ديگر از آيات و علامات مخصوصهء سيّد البشر آنست كه آن سرور يتيم بىمادر و پدر و فقير و شبان و أجير بود و تعليم كتاب و تردّد بنزد هيچ معلَّم بواسطهء تعليم خطَّ و علم ننمود و بقرآن ايزد معبود كه در او قصص أنبياء و أخبار آن أعيان حرف بحرف مذكور و مشهود است ، و محتوى است بر أخبار آنكه گذشت و آنكه الى يوم القيام باقى و مستدام خواهد بود و ثقلين انس و جان آمده .
بعد از آن ايشان را مخبر بأسرار آن جماعت از آنچه در خانهاى ايشان از عمل و طاعت و تمرّد و معصيت نمودند گردانيد و آيات و علامات لا تعدّ و لا تحصى از آن سيّد الورى ظاهر و هويدا گرديد .
رأس الجالوت مبهوت گفت : خبر عيسى و خبر محمّد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم هيچ كدام در نزد ما يهود بصحّت و انجام نرسيد و ما را اقرار به نبوّت و رسالت و نبوّت عيسى و محمّد عليهما السّلام نيست . امام رضا ( ع ) گفت : آيا شاهدان كه شهادت اقامه نمودند شاهدان زور و گواهان نامقبول و مشكورند آن يهود عاقبت نامحمود ساكت گرديد و زبان او اصلا ببيان جواب سارى و جارى نشد .
چون آن يهود مبرم ساكت و ملزم شد حضرت امام الاكرم أبى الحسن الرّضا عليه السّلام هربذ أكبر كه أعلم علماء زردشت بود بنزد خود خواند و با او سخن از دين و آئين زردشتيان راند و فرمود كه : اى هربذ أكبر مرا خبر ده از زردشت كه زعم تو آنست كه او پيغمبر است حجّت شما بر نبوّت زردشت چه است ؟
هربذ گفت : حجّت او آنست كه آيات و علامات بواسطهء ما ظاهر نمود چنانچه هيچ أحدى پيش از و مثل آن بما ظاهر و عيان ننمود و ما هرگز مثل آن