الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٩٤ - احتجاج امام محمد تقى الجواد ع بر أبى هاشم جعفرى در تفسير آياتى از قرآن
و أكثر بلدان بمشاهده كه هرگز بآن محال داخل نشدى و نديدى بوهم خود مينمائى و آن را ادراك بنظر تو ميسّر نيست و به اوهام قلوب ايزد غفّار مدرك نشود فكيف بادراك أبصار رحيم اللَّطيف مدرك و مبصر گردد .
و نيز از آن حضرت عليه السّلام سؤال نمودند كه آيا ميتوان گفت كه خداى تعالى چيز است ؟
آن امام البرايا فرمود كه : نعم ، آرى كه او را بشرط از حدّ ابطال و حدّ تشبيه بيرون داند و تعريف ذات واحد متعال بحدّ تشبيه و ابطال صحيح نيست چنانچه در علم كلام مشهور است .
و نيز از أبى هاشم الجعفرى مرويست كه گفت : كه من در نزد حضرت أبى جعفر الثّانى عليه الصّلوة و السّلام حاضر بودم كه مردى از آن حضرت عليه السّلام سؤال نمود كه مرا خبر ده از پروردگار تبارك و تعالى كه او را أسماء و صفات در كتاب مستطاب او مذكور است آيا آن أسماء و صفات ذات فايض البركات او است يا نه ؟
آن حضرت فرمود كه : اين كلام مبنى بر دو جهت أوّل آنكه اگر تو ميگوئى كه اين صفات خداست بمعنى آنكه ذو عدد و كثرتست فتعالى الله عن ذلك علوّا كبيرا .
دوّم - آنكه اگر ميگوئى كه اين أسماء و صفات از حضرت عزّ و جلّ هرگز زايل نگردد بدرستى آنچه ما لم يزل است محتمل دو معنى است :
اوّل - آنكه اگر ميگوئى كه لم يزل در نزد او در علم اوست و ايزد تعالى مستحقّ آن صفات است نعم ، چنين است .
ثانى - آنكه لم يزل است و پيوسته صورت و هجاى و تقطيع حروف صفات