الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٤٤ - احتجاج امام على بن موسى الرضا ع بر مأمون خليفه عباسى
قول موسى عليه السّلام كه در هنگام مكالمه او بفرعون ملعون فرمود كه * ( فَعَلْتُها إِذاً وَأَنَا مِنَ الضَّالِّينَ ) * .
أبى الحسن الرّضا عليه السّلام فرمود كه : چون حضرت موسى عليه السّلام بعد از مراجعت از خدمت شعيب بحكم سميع مجيب بواسطهء تبليغ رسالت به نزد فرعون مفرّ از نصير و عون آمد و آداب شرع و أحكام و تبليغ پيام قادر علَّام نمود فرعون آن حضرت را شناخت زيرا كه نبىّ الرّحمه مدّت بتقدير ربّ العزّت در حجر تربيت فرعون بيرويّت بود و بعد از قتل قبطى از خوف فرعون از آن شهر فرار نموده بيرون رفت همان كه متمرّد عنيد بعد از معاودت آن حضرت آن نبىّ ايزد مجيد را ديد گفت : * ( وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَأَنْتَ مِنَ الْكافِرِينَ ) * . فرعون گفت : اى موسى نه تو چنان فعل كردى كه بر تو واضح است و تو از جملهء كافران بودى بمعنى آنكه كفران نعمت ما نمودى يا آنكه كيش و آئين خود را بر ما پوشانيدى .
حضرت موسى عليه السّلام گفت : * ( فَعَلْتُها إِذاً وَأَنَا مِنَ الضَّالِّينَ ) * معنى آن فعل از من بر منصّهء ظهور ظاهر گرديد و حال آنكه من از راه گم شده بودم كه در مدينهء از مداين شما افتادم و چون تمرّد و جبّارى تو از حضرت بارى بر من واضح و لايح بود از تو گريختم زيرا كه از تو ميترسيدم و چون بخدمت شعيب النّبىّ عليه السّلام مشرّف شدم مدّتى در خدمتى آن نبىّ عاليقدر بسر بردم و از تزويج بنت آن پيغمبر جليل القدر و رخصت انصراف بوطن مألوف چون به محاذى طور سينا رسيدم قضا را در همان محلّ بتقدير عزّ و جلّ متعلَّقه ما را وضع حمل شد در شبى بغايت تاريك احتياج بآتش بهم رسيد در آن مكان هر چند سعى بيشتر بواسطهء تحصيل آتش كردم نشان كمتر يافتم پارهء از