الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١١٥ - ذكر بيان احتجاج أبى الحسن الرّضا عليه صلوات ربّ الأرض و السّماء بر أهل كتاب ايزد تعالى از أصناف يهود و مجوس و نصارى و أهل زبور و صابى و غير ايشان و الزام اين جماعت بتوفيق ايزد منّان
چنانچه گفت : اى امّت بنى اسرائيل بشما ميگويم كه عروج بآن مكان و صعود بآسمان نمىنمايد مگر كسى كه نزول از آسمان بزمين نمايد الَّا راكب البعير خاتم الأنبياء يعنى شتر سوار محمّد مصطفى عليه صلوات ربّ الأرض و السّماء كه خاتم پيغمبرانست زيرا كه آن سيّد الأنبياء صعود بسماء و نزول از آنجا به غبرا نمايد . يا نصرانى تو در اين قول چه ميگوئى حقّ است يا نه ؟
جاثليق گفت : اين قول عيسى بن مريم است ما منكر آن نيستيم .
امام عليه السّلام فرمود كه : پس چه ميگوئى در شهادت لوقا و مرقانوس و متّى در حقّ عيسى على نبيّنا و عليه التّحيّة و الثّناء در باب آنچه نسبت به آن حضرت دادند .
جاثليق گفت : كه كذب و افتراء بحضرت عيسى عليه السّلام بستهاند در آن أثر ولىّ ايزد أكبر روى بقوم آورده گفت : يا قوم نه الحال اين نصرانى ، ضالّ تزكيهء آن جماعت در شهادت نمود و خود گواهى داد كه آن طايفه علماء انجيل و قول ايشان حقّ و بىتبديل است ؟
جاثليق گفت : يا عالم المسلمين دوست دارم كه مرا بخاطر ربّ العالمين از أمر اين طايفه معذور داشته معفوّ گردانى .
حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام فرمود ما هم بموجب التماس و استدعاء تو چنان كرديم الحال هر چه خواهى از من سؤال كن يا نصرانى .
جاثليق گفت : غير من بايد كه از شما سؤال تواند نمود و الله كه مرا ظنّ و گمان چنان نبود كه در ميان علماء مسلمانان مثل شما موجود در اين زمان باشد از روى احسان مرا بگذاريد و دست از من بداريد .
بعد از آن آن حضرت عليه السّلام ملتفت برأس الجالوت گرديد و فرمود كه