الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢١٨ - نامه امام هادى ع بر اهل اهواز در جواب جبر و تفويض
در بعضى از روايات آمده كه حضرت أبى الحسن علىّ النّقى عليه السّلام در رساله كه بأهل أهواز شيراز قلمى نمود در هنگامى كه آن جماعت از آن - ولىّ ايزد متعال از جبر و تفويض استعلام و سؤال نمودند و جواب كه آن ولايت مآب در آن باب ارسال فرمود باين مضمون مكتوب و مرقوم بود كه جميع امّت قاطبة اجتماع نمودند بر آنكه أصلا اختلاف ميان امّت نيست كه قرآن حقّ است و هيچ شكّ و ريب در قرآن باعتقاد جميع فرق امّت نيست و ايشان بر اجتماع مصيباند و بتصديق آنچه حضرت ذو الجلال به نبىّ المتعال - ارسال و انزال نمود مهتدى و مثيب و ادراك فيوضات چنان فايز و با نصيباند چنانچه حضرت صلَّى الله عليه و آله و سلَّم فرمود لا يجتمع امّتى على ضلالة .
پس آن سرور خبر داد كه هر چه امّت بر آن اجتماع نمايند و بعض آن مخالف بعض ديگر نباشد بىشبهه و گمان آن حقّ و عيانست ، پس معنى حديث همين وجه بود كه آن ولىّ ايزد معبود مذكور و بيان نمودند آنچه جهّال امّت و معاندان أهل ملَّت بر وفق و خواهش و رويّت خود تأويل فرمودند و ابطال حكم كتاب حضرت مالك الرّقاب نموده تابع أحكام أحاديث مزوّره و روايات مزخرفه و أهواء مرديه مهلكه كه مخالف نصّ كتاب ايزد وهّاب و بر خلاف تحقيق آيات و أصحاب نيّرات و أحاديث معجز سمات رسالتمآب بود شدند و ما سؤال از حضرت واحد متعال مىنمائيم كه ما را موافق گرداند بصواب ، و هدايت و ارشاد نمايد بآنچه منتج ثواب بود در مرجع و مآب .
بعد از آن ، آن امام الانس و الجانّ عليه سلام الملك المنّان فرمود كه هر گاه كتاب حضرت ايزد وهّاب شاهد بتصديق خبر و تحقيق آن باشد ، و طايفهء از امّت از روى جهل و ضلالت منكر أحكام صدق التيام آيهء كلام ملك علَّام