الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢١٠ - احتجاج امام جواد ع بر يحيى بن أكثم در حضور مأمون و عباسيان
است بر صاحب اين خبر واجب و لازم است أخذ مثال چيزى كه حضرت سيّد البشر در حجّة الوداع بيان نمود نمايد و آن حديث صحيح اينست كه فرمود :
و كثرت علىّ الكذّابه و ستكثر فمن كذب علىّ فليتبوّأ مقعده من النّار .
معنى اين حديث سابقا سمت تحرير يافت .
خلاصهء كلام سيّد الأنام تهديد كذوب لئام است كه دروغ بر آن پيغمبر عاليمقام عليه الصّلوة و السّلام بستهاند بدخول نار و سكون * ( دارَ الْبَوارِ جَهَنَّمَ - يَصْلَوْنَها وَبِئْسَ الْقَرارُ ) * .
بعد از آن حضرت سيّد الأبرار فرمود كه : هر گاه حديث بشما رسد بايد كه آن حديث را بر كتاب الله عزّ و جلّ و سنّت من عرض كنيد اگر آن حديث موافق كتاب خداى خالق و سنّت من بود آن را فرا گيرد و آنچه مخالف كتاب ايزد وهّاب و سنّتم بود أصلا پيرامون آن نگرديد .
بعد از آن حضرت أبى جعفر عليه السّلام فرمود كه : اين خبر بىشبهه موافق كتاب خداى أكبر نيست زيرا كه حضرت الله تبارك و تعالى فرمود كه :
* ( وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ وَنَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِه نَفْسُه وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْه مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ) * هر گاه حضرت آله به بنده أقرب از رگ گردن بود و آنچه بر نفس هر كس وسوسه كند او عالم بر آن باشد .
پس چون حضرت بيچون عالم برضاء أبى بكر از سخط او نباشد و حقيقت اين أمر بر حضرت ايزد داور مخفى و مستتر باشد تا آنكه واحد متعال سؤال از مكنون سرّ خود نمايد اين در نزد أرباب عقل و حال بغايت بديع بلكه محال است .
پس از آن يحيى بن أكثم گفت : يا ابن رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم از حضرت نبىّ الأبطحى منقول و مروى است كه آن مثل أبا بكر و عمر مثل جبرئيل