الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢١٢ - احتجاج امام جواد ع بر يحيى بن أكثم در حضور مأمون و عباسيان
اين جماعت مستضىء و مستنير نگرديد پس چون بنور عمر منوّر گردد .
يحيى بن أكثم فرمود كه : يا أبا جعفر از حضرت پيغمبر عليه صلوات الملك الأكبر مرويست كه سكينه ناطق بلسان عمر است .
يحتمل كه واضع اين حديث را مراد از اين كلام كذب التيام چنين باشد كه سكنهء بهشت در هنگام تكلَّم بلسان عمر متكلَّم گردند :
مصراع :
زهى دروغ كه أصلا نميرسد بفروغ .
حضرت أبى جعفر عليه السّلام فرمود كه : من منكر فضل عمر نيستم ، ليكن أبا بكر از عمر فاضلتر بود مع هذا در بالاى منبر پيغمبر جليل القدر ميگفت كه انّ لى شيطانا يعترينى فاذا ملت فسدّدونى .
معنى اين حديث أبا بكر در پيشتر مذكور گرديد هر گاه حال أبا بكر با مزيد فضل نسبت بعمر بدان نهج ممتد و مستمرّ بود پس معلوم است كه حال عمر بچه نوع معيّن و مقرّر خواهد بود .
يحيى گفت : كه يا أبا جعفر از حضرت رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم مرويست كه فرمود اگر من برسالت مبعوث نميشدم هر آينه عمر بنبوّت ، و رسالت مبعوث ميگشت .
چون اين كلام بسمع شريف أبى جعفر عليه السّلام رسيد فرمود كه كتاب الله تعالى كه منزل بحضرت سيّد الورى است أصدق از اين حديث است ، چنانچه الله تبارك و تعالى ميفرمايد : * ( وَإِذْ أَخَذْنا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثاقَهُمْ ، وَمِنْكَ وَمِنْ نُوحٍ ) * الآيه . . . .
اى يحيى هر گاه حضرت آله از * ( مُحَمَّدٌ رَسُولُ الله ) * صلَّى الله عليه و آله و سلَّم أخذ ميثاق و پيمان در أزل نموده باشد پس چگونه ممكن است بدل -